متعدّد دلالت بر علم و حكمت و قدرت و عنايت خداى تعالى به خلقش مىكنند ، اگر چه غير از صاحبان عقل از اين سوگندها چيزى نمىبينند .
أَ لَمْ تَرَ
اين خطاب به محمّد صلّى اللّه عليه و آله يا عامّ است و اين خود قرينهى جواب قسم است و تقدير آيهى چنين است : « لنهلكنّ الّذين أفسدوا فى الأرض أ لم تر » ، يعنى ، ما فسادكاران ، در زمين را هلاك مىكنيم ، آيا تو اى پيامبر نديدى كه :
كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ
چگونه پروردگارت با قوم عاد رفتار كرد ؟
لفظ « عاد » اسم قوم هود است كه به نام پدرانشان ناميده شدهاند و دو عاد وجود داشته است ، عاد اوّل و عاد دوّم .
و قول خداى تعالى :
إِرَمَ
بر وزن « عنب » نام ديگر عاد يا نام جدّ عاد ، يا اسم سام بن نوح است ، زيرا كه عاد فرزند عوص ، فرزند آدم ، فرزند سام ، فرزند نوح بود و قوم هود اولاد عاد بودند كه بنام جدّ و پدرشان ناميده شدهاند يا اسم قبيلهى هود است .
و بعضى گفتهاند : نام قبيلهاى از قوم هود است كه پادشاه در ميان آنان بود و بعضى آن را نام شهرى دانستهاند و بعضى گفتهاند : آن دمشق است .
و بعضى آن را شهر اسكندريّه دانستهاند و بعضى گفتهاند : اسم بهشت شدّاد است .
به هر تقدير لفظ « إرم » بدل از « عاد » است ، يا بدل كلّ از كلّ ، يا بدل اشتمال : ، چون اگر اسم شهر باشد اگر مقصود اهل آن شهر است بدل كلّ از كلّ مىشود و اگر منظور خود شهر باشد بدل اشتمال مىشود .