زيرا كه ابتداى دادن نامه در دنيا و سپس هنگام مرگ و سپس در برزخها و سپس در اعراف و قيامت مىباشد .
وَ يَنْقَلِبُ إِلى أَهْلِهِ مَسْرُوراً
هر كس كه شايسته است اهل او باشد ، شادمانه خواهد رفت .
وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ
و به كه نامه از پس سر دهند كه كنايه از فعليّت حيوانى سبعى يا بهيمى او مىباشد ، كه از اين فعليّت گاهى به پشت انسان تعبير مىشود ، چه آن پشت انسانيّت است زيرا انسانيّت لطيفهاى است كه بر خدا روى مىآورد و از شيطنت و حيوانيّت روى برمىگرداند كه از آن گاهى تعبير به شمال مىشود ، چنانچه از فعليّت الهى تعبير به يمين مىشود .
فَسَوْفَ يَدْعُوا ثُبُوراً
او به حال خود فرياد بسيار كند ، بدين گونه كه مىگويد : يا ثبوراه ، يا هلاكاه ، بيا كه وقت شما رسيده است .
وَ يَصْلى سَعِيراً
و داخل آتش مىشود و حرارت آتش را احساس مىكند .
إِنَّهُ كانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُوراً
و اين در حالى است كه او در دنيا خوشحال بود و غم آتش را نمىخورد و هيچ حزن و اندوه عمل را جهت آخرت بر خود هموار نمىساخت .
إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ
اين جمله و ما قبلش جواب سؤال مقدّر است و در مقام تعليل است .
يعنى ، او در دنيا خوشحال بود كه به دنيا يا به آخرت برنمىگردد .
بَلى
ردّ اعتقاد عدم بازگشت به خدا يا به قيامت است ، يعنى او بازمىگردد .