كوهها و غير آنها ظاهر مىشود .
وَ أَذِنَتْ لِرَبِّها
و سخن پروردگارش را مىشنود و تسليم مىشود .
وَ حُقَّتْ
و بايد چنين باشد و حقّ و حتم است كه سخن پروردگارش را بشنود و تسليم شود زيرا فطرت او چنين است ، گويا گفته شده است و « حقّ لك أن نفعل كذا » و « حقّقت أن تفعل كذا » حقّت به صورت معلوم خوانده شود يا حقّت به صورت مجهول به يك معناست و اين فعل در دو شكل لازم و متعدى مىآيد ، يعنى ، بايد كه فرمان خدا پذيرد .
وَ إِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ
و آنگاه كه زمين پهن شود ، بدين گونه كه روح انسانى كه جمع و قبض به واسطهى آن است خارج گردد و كوههاى عالم كبير از بين برود ، پستى ، بلندى و درّهها همه مسطّح شوند .
وَ أَلْقَتْ ما فِيها
تمام قواى ظاهر و باطن را كه در عالم صغير و كبير است ، بيرون اندازد .
وَ تَخَلَّتْ
و از جميع آن قوا خالى گردد ، چون كسى كه متّصل به ملكوت شده ملك را خالى از جميع چيزهايى مىبيند كه محجوب در زمين صغير و كبير آنها را مىبيند .
وَ أَذِنَتْ لِرَبِّها
و سخن پروردگارش را مىشنود و تسليم مىشود .
وَ حُقَّتْ
و بايد چنين باشد و حقّ و حتم است كه سخن پروردگارش را بشنود و تسليم شود زيرا فطرت او چنين است ، گويا گفته شده است و « حقّ لك أن نفعل كذا » و « حقّقت أن تفعل كذا » حقّت به صورت معلوم خوانده شود يا حقّت به صورت مجهول به يك معناست و