اين فعل در دو شكل لازم و متعدّى مىآيد ، يعنى ، بايد كه فرمان خدا پذيرد .
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ
در اينجا ندا آورد تا انسان را از غفلتش بيدار كند ، زيرا كوشش كردن و جدّ و جهد در راه رسيدن به خدا براى انسان مشهود است ، در صورتى كه غافل نباشد و جمله با ندا ، جواب سؤال مقدّر است ، گويى كه گفته شده : آيا انسان به آنچه كه ذكر شد منتهى مىشود ؟ پس فرمود : تو از نفس خود و حركات آن غافل هستى ، پس بيدار باش تا بدانى .
إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ
البتّه تو كوشش كنندهاى با جدّ و جهد در جهت ربّ خويشتنى .
معناى آيه اين است كه تو با جدّ و جهد به منشق شدن آسمان و خالى گشتن زمين مىروى و از آن هم فراتر حركت مىكنى و به سوى پروردگارت مىروى .
كَدْحاً فَمُلاقِيهِ
تفصيل چگونگى ملاقات با پروردگار است ، كه با كوشش و رنج و مشقّت است .
فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ
كه هر كه را كتاب به دست راست دهند ، بدين گونه كه فعليّت او فعليّت الهى باشد و نفس ، قوا ، بدن او و آنچه كه در اوست با تصرّف فعليّت الهى باشد ، كه از فعليّت الهى اخير به « يمنى » و طرف راست تعبير مىشود .
فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً
آنكس بسيار حسابش را آسان كنند ، لفظ « سوف » براى تأكيد يا براى تسويف و استقبال است ، چون مقام محاسبه بعد از مقام دادن نامهى عمل است .