يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ( 38 ) ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ ( 39 )
وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ ( 40 ) تَرْهَقُها قَتَرَةٌ ( 41 ) أُولئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ ( 42 )
ترجمه :
( 80 / 42 - 1 )
به نام خداوند بخشندهى مهربان
ترشرويى كرد و روى برتافت .
از اينكه آن نابينا به نزد او آمد .
و تو چه دانى چه بسا او پاكدلى ورزد .
يا پند گيرد كه پندش سود بخشد .
امّا كسى كه بىنيازى نشان مىدهد .
تو به او مىپردازى .
و اگر هم پاكدلى پيشه نكند ، ايرادى بر تو نيست .
و امّا كسى كه شتابان به سويت آمد .
و او خشيت مىورزد .
تو از او به ديگرى مىپردازى .
چنين نيست ، آن پندآموزى است .
هر كه خواهد آن را ياد كند .
در ميان صحيفههاى ارجمند است .
كه بلند مرتبه است و پاك داشته .
به دست نويسندگانى .
كه گراميانند و نيكان .
مرگ بر انسان [ كافر ] چقدر كافر كيش است .
مگر از چه چيزى او را آفريده است .
او را از نطفهاى آفريده است و سر و سامان بخشيده است .
سپس راه را بر او آسان داشته است .
سپس او را ميراند و او را در گور كند .
سپس هر زمان كه خواهد او را برانگيزد .
حاشا ، او آنچه به او فرمان داده بود ، انجام نداد .
پس بايد انسان به خوراك خويش بنگرد .
ما آب را به فراوانى فروريختهايم .
سپس زمين را به نيكى برشكافتهايم .
و در آن دانه [ ها ] روياندهايم .
و نيز انگور و سبزيجات .
و درخت زيتون و خرما .
و بوستانهاى انبوه .
و ميوه و علف .
براى برخوردارى شما و چارپايانتان .
چون بانگ گوش فرسا در آيد .
روزى كه انسان از برادرش بگريزد .
و از مادرش و پدرش .
و همسرش و پسرانش .
براى هر كس از آنان در چنين روز كارى باشد كه او را از همه باز دارد .
در چنين روز چهرههايى تابناك باشد .
خندان و شادمان .
و در چنين روز بر چهرههايى غبار باشد .
تيرگى آنها را فروگيرد .
اينان همان كافركيشان نافرمانند .