پس بايد مقصود از دحو الأرض نيز گسترش آن به سبب توليد مواليد باشد ، چون مرتبهى مواليد در خلقت بعد از مرتبهى عناصر و آسمانهاست .
يا لفظ « بعد » به معناى « مع » مىباشد چنانچه بعضى گفتهاند « 1 » ، يا مقصود از زمين و آسمان چيزى است كه در عالم صغير است ، چون آسمان عالم صغير به وجهى مقدّم بر زمين آن و به وجهى مؤخّر مىباشد .
أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَ مَرْعاها وَ الْجِبالَ أَرْساها
از آن آب و گياه پديد آورد و كوهها را در ميانه زمين ثابت نمود تا معادن در آنها توليد شود و گياهان و درختان كه جز در كوهها نمىرويند ، برويند و جريان آب از زير كوهها و چشمهها و در دامنههاى كوهها آسان گردد .
مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ
در حالى كه آنها اشيايى است كه شما در زندگى و معاش خويش بهرهمند مىشويد ، يا براى بهرهمندى شما و بهرهمندى چهارپايانتان ، بنابراين « متاعا » حال يا منصوب به نزع خافض است .
و مفعول له نيست چون مرفوع آن با مرفوع عامل آن متّحد نيست و ممكن است مفعول مطلق فعل محذوف باشد .
فَإِذا جاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرى
اگر خلق آسمان شديدتر از آفرينش ابتدايى شماست و اگر آفريدن مجدّد شما آسانتر از خلق و آفرينش ابتدايى است ، پس بايد مانعى از خلق مجدّد شما نباشد و خداى تعالى آن را به شما خبر داده و به طور حتم اين مطلب محقّق خواهد شد .
پس آنگاه كه قيامت فرارسد « طامّه » ناميده مىشود ، چون
هامش
( 1 ) نهج البلاغه - نور الثقلين ج 5 ص 501 .