دارد و انسان را در امتثال امر خدا و قرب به او كمك مىكند و يا از آن جهت است كه از خدا روى گردانيده به لذّتها و بهرههاى نفس متوجّه مىكند .
اوّلى مانند قسم اوّل است و سبب رهايى و نجات نفس مىشود ، از قبيل تقرّب جستن به خدا و نزديك شدن به وسيلهى نوافل و مستحبّات و در صورت دوّم عملكننده مشرك در عبادت مىشود و عملش به سوى خودش باز مىگردد و خداوند آن را به شريكش وامىگذارد ، چه خداوند بىنيازترين شريكهاست و هر عملى كه انسان در اين صورت انجام مىدهد و غير خدا را در آن شريك قرار مىدهد ، خداوند آن عمل را به شريكش وامىگذارد و آن عملها غل و زنجير براى نفس مىگردند .
و اگر از قسم سوّم باشد جز غل و زنجير و سلسله چيزى نمىشود و خداى تعالى به آن اشاره كرده آنجا كه فرموده :
« كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ إِلَّا أَصْحابَ الْيَمِينِ »
كه اصحاب يمين كسانى هستند كه ولايت على عليه السّلام را با بيعت خاصّ ولوى قبول كردهاند و اينان كسانى هستند كه توجّه به خدا دارند و رضايت و لقاى او را طلب مىكنند .
پس اگر در حال حضور باشند و ولىّ امرشان بر آنان ظاهر گردد و فعل و كارهاى آنان را به وسيلهى آلات اعضاى آنان انجام دهد ، بدون آنكه نفسهايشان در كارهايشان دخالت كنند .
در اين صورت فعل آنان از قسم اوّل مىشود و اگر حالت حضور نداشته باشند ولى حبّ و دوستى آنان نسبت به پروردگارشان و ولىّ