و اطاعتكنندگان است كه آن نيكان مىنوشتند ،
مِنْ كَأْسٍ
از شراب با كاسهاى ،
كانَ مِزاجُها كافُوراً عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ
كه در آن آميخته به كافور است ، از چشمهاى كه بندگان خدا از آن مىنوشند .
يُفَجِّرُونَها
آن چشمهها را به هر سو و به هرجا كه بخواهند جارى مىسازند ، يا آب آن چشمهها را از هرجا كه بخواهند خارج مىسازند .
تَفْجِيراً
جوشش آن شراب آنقدر عظمت دارد و بزرگ است كه قابل وصف و شناسايى نيست .
مراتب شراب روحانى
بدان كه انسان داراى حالات ، مراتب و درجاتى است ، انسان در اوّلين مرتبهاش در تغييرات و تطوّراتش جماد و در مرتبهى دوّم در تفنّناتش نبات است ، در مرتبهى سوّم در تبدّلات و تقلّبات ( دگرگونىهاى ) ش حيوان است و در چهارمين مرتبهاش در كثرت نشئهها انسان است و هر يك از آن مراتب داراى : ميلها ، اقتضاها ، شهوتها ، غضبها ، محبّتها ، اشتياقها ، عزمها ، ارادهها ، حركتها و سكونها مىباشد ، انسان وقتى به حدّ مرد و زن بودن مىرسد يا حركات و سكناتش محكوم بر ميلهاى جمادى است ، يا محكوم اقتضاهاى نباتى ، يا محكوم شهوتها و غضبهاى حيوانى ، يا محكوم ادراكات و حيلههاى شيطانى است يا محكوم به حكم عقل انسانى .
اگر حركات و سكنات انسان از قسم اوّل باشد همهى آنها از آن جهت كه منجرّ به كار زشت و زشتتر مىشود همانند سلسلههايى