تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
او را نيايش كن . بىگمان اينان بهره‌ى [ دنيوى را دوست دارند و روزى سنگين را كه در پيش دارند ، رها مىكنند . ما آنان را آفريده‌ايم و پيوندشان را استوار داشته‌ايم ، و چون خواهيم آنان را به همانندانشان جانشين مىسازيم . اين پندآموزى است ، پس هر كس كه خواهد راهى به سوى پروردگارش در پيش گيرد . و [ چنين چيزى ] نخواهيد مگر آنكه خدا خواهد ، بىگمان خداوند داناى فرزانه است . هر كس را كه خواهد به جوار رحمت خويش درآورد ، و براى ستمكاران [ مشرك ] عذابى دردناك آماده ساخته است .

تفسير

هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ
در اينجا استفهام تقريرى است ، يعنى ، چنين روزى محقّقا بر انسان گذشته است ، لذا استفهام به تحقيق و تقرير تفسير شده است .
لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً
در خلق و آفرينش چيزى نبود ، يعنى ، مقدّر و مقدور بود ، نه مكوّن و مخلوق ( در عالم مجرّدات وجود ذات وجود داشت نه به صورت نمود ) .
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ
جواب سؤال مقدّر است ، گويى كه گفته شده : پس چگونه انسان آفريده شده ؟ فرمود : ما آن را از نطفه‌ى مخلوط آفريديم . لفظ امشاج از تشمج ( يشمج ) از باب « نصر » ( ينصر ) به معناى مخلوط كردن است و شيء مشيج مانند قتيل و سبب و كتف به معناى مخلوط است و جمع آن « امشاج » است . و نطفه از « أمشاج » گفته‌اند يا از آن جهت است كه اخلاط يا عناصر ، يا استعدادهاى اعضا و قوا در آن مخلوط است ، يا دو آب مرد و زن در آن اختلاط