ترجمه :
( 76 / 31 - 1 )
آيا مدتى از روزگار بر انسان گذشت كه هنوز چيزى قابل ذكر نبود .
ما انسان را از نطفهاى آميخته آفريدهايم و به آزمونش مىكشيم و او را شنوا و بينا ساختهايم .
ما او را به راه آوردهايم ، چه سپاسگزار باشد ، چه ناسپاس .
ما براى كافران زنجيرها و بندها و آتش فروزان آماده ساختهايم .
بىگمان نيكان از جامى كه آميزهى آن كافور است ، مىنوشند .
چشمهاى كه بندگان [ درستكار ] خداوند از آن مىآشامند ، [ و ] روان مىكنندش هر گونه بخواهند .
آنان به نذر خود وفا مىكنند و از روزى كه شرش دامنگستر است ، بيم دارند .
و خوراك را با وجود دوست داشتنش به بينوا و يتيم و اسير اطعام كنند
[ و در دل گويند ] ما فقط براى خشنودى خداوند شما را اطعام مىكنيم ، از شما نه پاداشى مىخواهيم و نه سپاسى .
ما از پروردگارمان در روزى كه دژم و دشوار است ، مىترسيم .
پس خداوند آنان را از شر آن روز در امان دارد و به ايشان تازگى و خرّمى بنماياند .
و به آنان به خاطر صبرى كه ورزيدهاند بوستانى [ بهشتى ] و [ جامهى ] ابريشم پاداش دهد .
در آنجا بر او رنگها تكيه زده ، در آنجا نه [ گرماى ] خورشيدى بينند و نه سرماى سختى .
و سايههاى آن به ايشان نزديك باشد و ميوههاى آن در كمال دسترسپذيرى باشد .
و بر ايشان ظرفهايى سيمين و كوزههايى كه آبگينه است مىگردانند .
آبگينههايى از سيم كه آنها را به اندازه پيموده باشند .
و در آنجا به آنان جامى بنوشانند كه آميزهى آن زنجبيل است .
از چشمهاى در آنجا كه سلسبيل ناميده مىشود .
و پسرانى جاويدان بر گرد آنان گردند ، كه چون بنگريشان ، پنداريشان كه مرواريد پراكندهاند .
و چون آنجا را بنگرى ، ناز و نعمت [ فراوان ] و ملك بيكران بينى .
بر بالاى آنان جامههايى از ابريشم نازك سبز و ابريشم ستبر است و به دستبندهاى سيمين آراسته شوند ، و پروردگارشان به آنان شرابى پاكيزه نوشاند .
اين پاداشى براى شماست و سعى شما مشكور است .
ما خود قرآن را بر تو چنان كه بايد و شايد فروفرستادهايم .
به انتظار حكم پروردگارت شكيبا باش و از آنان از هيچ گناهكار يا ناسپاسى اطاعت مكن .
و هر بامداد و شامگاهى نام پروردگارت را ياد كن .
و در بخشى از شب براى او [ به نماز ] سجده كن و در بخشى بلند از شب