تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
باش ، يا در عالم طبع بلند شو و به عالم‌هاى بالا نظر افكن ، يا از اشتغال به كثرت‌ها كه رسالت اقتضا مىكند بلند شو و به وحدت توجّه كن ، يا از اختفا و پنهان شدن بلند شو و امر خويش را ظاهر ساز و مأموريّت خود را انجام بده و چه خوب گفته است مولوى ( ره )
احمقان سرور شدستند و ز بيم * عاقلان سرها كشيده در گليم
خواند مزمّل نبىّ را زان سبب * كه برون آى از گليم اى بو الهرب
سر مكش اندر گليم و رو مپوش * كه جهان جسمى است سرگردان تو هوش
هين مشو پنهان ز ننگ مدّعى * كه تو دارى نور وحى شعشعى
هين قم اللّيل كه شمعى اى همام * شمع دايم شب بود اندر قيام
خيز و بنگر كاروان ره زده * غول كشتيبان اين بحر آمده
خضر وقتى غوث هر كشتى تويى * همچو روح اللّه مكن تنها روى
إِلَّا قَلِيلًا
جز اندكى از شب
نِصْفَهُ
بدل از مستثنى يا مستثنى منه است و هر كدام باشد معنا يكى است .
أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا أَوْ زِدْ عَلَيْهِ
اندكى به آن اضافه كن يا معناى آيه اين است : اى كسى كه لباس طبعش را به خود پيچيده است و