اندازد .
ياران پيامبر در آتش مىسوختند كه در اين بين زنى آمد كه فرزند يكماهه داشت و كودك به سخن آمد همانطور كه گذشت .
از على عليه السّلام نيز روايت شده : اصحاب اخدود ده نفر بودند و نظير آنان نيز ده نفر در اين بازار ، يعنى بازار كوفه ، كشته مىشوند .
بعضى گفتهاند : يوسف بن ذى نواس حميرى شنيد كه در نجران يمن گروهى بر دين عيسى عليه السّلام هستند ، به سوى آنان رفت و آنان را بر يهوديّت وادار نمود ، آنان خوددارى كردند ، پس گودالى در زمين كند و آتش برافروخت و بر آنان عرضه داشت ، هر كس از دين عيسى عليه السّلام برگشت سالم ماند و هر كس برنگشت در آتش انداخته مىشد ، در اين هنگام زنى با فرزندش آمد و كودك به سخن درآمد ، همانطور كه گذشت .
اصحاب اخدود بنا بر تأويل كسانى هستند كه در گودالهاى طبع داخل شده و به آتش شهوتهاى نفس و غضبهاى آن گرفتار شدهاند و فطرت انسانى در آنان نابود و هلاك شده است « 1 » .
سورهى الطّارق
در تفسير النّجم الثّاقب آن ستارهى روشنى است يا بدين معناست كه با نور خود افلاك را سوراخ مىكند .
از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه به مردى از اهل يمن فرمود : زحل در بين ستارهها نزد شما چه ستارهاى است ؟ مرد يمانى گفت : آن ستارهاى نحس است .
امام صادق عليه السّلام فرمود : اينچنين سخن نگو كه آن ستارهى امير المؤمنين عليه السّلام و آن ستارهى اوصياست و همان نجم ثاقب است كه در كتاب خدا آمده است .
مرد يمانى گفت : مقصود از « ثاقب » چيست ؟
امام عليه السّلام فرمود : از آن جهت ثاقب گويند كه محلّ طلوعش در آسمان هفتم است و با نور خود آسمانها را سوراخ مىكند تا نور آن به آسمان دنيا مىرسد ، از
هامش
( 1 ) صفحات 487 - 491 همين جلد .