تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
به ياد آر ) هنگامى كه آسمان شكافته شود ، روح انسانى منشق مىشود و ستارگان قواى او پراكنده مىشوند و كوههاى اعضا و كوههاى انانيّتش از بين مىرود و متلاشى مىشوند و زمين بدن و اعضايش بسط پيدا مىكند و جمع نيروهاى انسانى و حيوانى كه بارها و سنگينىهاى اوست خارج مىشوند و انسان از آنها خالى مىگردد . و چون عالم صغير نمونه‌اى از عالم كبيرست پس هر چه كه در آن واقع شود ، در عالم كبير نيز واقع مىشود و در نتيجه انشقاق آسمان عالم كبير و تاريك شدن ستارگانش و پراكنده شدنشان و از بين رفتن كوهها و غير آنها ظاهر مىشود .
وَ أَذِنَتْ لِرَبِّها
و سخن پروردگارش را مىشنود و تسليم مىشود « 1 » .

سوره‌ى البروج

در تفسير
قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ
مرقوم داشته‌اند : ( قسم به اينان ) كه اصحاب اخدود همه كشته شدند . حكايت اصحاب اخدود در روايات خاصّه و عامّه با اختلاف ذكر شده ، چه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت شده : پادشاهى بود و جادوگرى داشت ، وقتى جادوگر مريض شد گفت : كودكى را به سوى من بفرست تا او را سحر و جادو ياد دهم ، پادشاه غلامى را به او داد بين غلام و جادوگر راهبى بود كه غلام با او رفت و آمد مىكرد ، او را ديد و مجذوب او گشت و هر روز نزد راهب مىرفت و به سخنانش گوش فرا مىداد ، يكى از اين روزها ديد مارى جلو مردم را گرفت و نمىتوانند بروند . پس غلام گفت : من امروز كار ساهر و راهب را خواهم فهميد و سنگى به دست گرفت و گفت : بار خدايا اگر امر راهب نزد تو محبوب‌تر است اين مار را بكش و سنگ را انداخت و مار را كشت و مردم راحت شدند و به راه خود ادامه دادند .
هامش
( 1 ) صفحه‌ى 478 و 479 همين جلد .