و در سورهى حجر بيان اين آيه و بيان گوش فرادادن جنّ و منع آنها به وسيلهى شهابها گذشت .
وَ أَنَّا لا نَدْرِي أَ شَرٌّ أُرِيدَ بِمَنْ فِي الْأَرْضِ
چون تغيير اوضاع آسمان دلالت بر وقوع حادثه و پديدهى بزرگى مىكند .
أَمْ أَرادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً
يا خداوند خير و صلاح آنان را خواسته است .
وَ أَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَ مِنَّا
يعنى گروهى از ما .
دُونَ ذلِكَ
در صلاح و خوى پايينترند ، يا بدين گونه كه بعضى از آنها در نهايت شرارت و بعضى چنان نيستند يعنى از ما گروهى هستند كه صالح نيستند .
كُنَّا طَرائِقَ قِدَداً
داراى راههاى مختلف و متفرّق ، يا خود ما داراى راههاى مختلف بوديم يا « طرائق » به معناى أماثل و برگزيدگان و اشراف قوم است .
وَ أَنَّا ظَنَنَّا
ما دانستيم و علم پيدا كرديم و آوردن لفظ « ظنّ » بدان جهت است كه مكرّر گذشت كه علوم نفوس در مغايرت آنها با معلومها و جواز انفكاك معلومها از علوم همانند ظنّ و گمان است .
أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ
دانستيم كه هرگز بر قدرت خدا غلبه نتوانيم كرد در هر جاى زمين باشيم .
وَ لَنْ نُعْجِزَهُ هَرَباً
لفظ « هربا » حال يا تميز يا مفعول مطلق براى فعل محذوف است كه آن حال است ، يعنى ما دانستيم كه بر خدا غلبه نتوانيم كرد در حالى كه از او به آسمان فرار كنيم .
وَ أَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدى
قرآن ، يا رسالت ، يا ولايت .