داناى [ راز ] پنهان ، كه هيچ كس را از غيب خويش آگاه نمىسازد .
مگر پيامبرى كه او بپسندد ، كه پيشاپيش و پشت سر او نگهبانانى راه دهد .
تا معلوم بدارد كه پيامهاى پروردگارشان را رساندهاند و به آنچه نزد آنان است احاطه دارد و هر چيز را به شماره مىشمارد .
تفسير
[ قل ] به اهل مكه بگو :
أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنا أَحَداً
در سورهى احقاف نزول آيه و داستان جنّ گذشت .
وَ أَنَّهُ تَعالى جَدُّ رَبِّنا
لفظ « جدّ » به معناى بخت است .
از امام باقر عليه السّلام روايت شده كه فرمود : اين سخن چيزى بود كه جنّ از راه جهالت و نادانى بر زبان آورد و خداى تعالى اين سخن را از آنان حكايت كرده است .
يا اين لفظ براى عظمت و بزرگى به طور استعاره به كار رفته است و لفظ « انّه » با كسرهى همزه خوانده شده بنا بر آنكه قول از جنّ حكايت شده باشد .
و با فتحهى همزه خوانده شده بنا بر آنكه معطوف بر ضمير مجرور در قول خدا : « فآمنّا به » باشد ، يا بنا بر آنكه عطف بر « انّه استمع » باشد و اختلاف قرائت و عطف در جملههاى بعد نيز بر همين منوال است ، جز آنكه در بعضى از فقرات عبارت عطف به « انّه استمع » ممكن نيست .
مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً
چنانچه بعضى از انسانها مىگويند .
وَ أَنَّهُ كانَ يَقُولُ سَفِيهُنا
كسى كه از طايفهى ما از دين ( حقّ ) منحرف است .