سورهى المطفّفين
در اين سورهى شريفه نيز مؤلّف عاليقدر از ظرافتهاى بىبديلى در بيان نكات ارزشمند تفسيرى بهره گرفتهاند كه به عنوان نمونه و نكتهى برجسته مىتوان بر آنچه كه پيرامون برخورد با فرقهها ، اديان و مكاتب بيان فرموده « 1 » و نيز آنچه كه در تفسير در تفسير آيهى
إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ
البتّه روز قيامت بدكاران با نامه عمل سياهشان در عذاب سجّينند .
. . . پس اگر اعمال انسان از جهت انقياد و تسليم سخت حكم عالم و تقليد از او باشد هر عملى كه انجام مىدهد صورتى از آن جهت از عليا و بالا در نفس او حاصل مىشود و نويسندگان آن اعمال عمل او را در كتابهايى مىنويسند كه از عالم علوى مىباشند و از آن تعبير به « علّيّين » مىشود كه مبالغه در علوّ است .
و اگر اعمال انسان از روى تقليد از عالم ( عالم ربّانى ) نباشد ، هر عملى كه انجام دهد صورتى از آن در نفس او حاصل مىشود ، از جهت سفلى و پايين و نويسندگان اعمال او را در كتابهايى مىنويسند كه از عالم سفلى و پايين است و از آن تعبير به سجّين مىشود كه مبالغه در سجن و زندان است و آن تنگترين زندان براى نفوس انسانى است .
و چون هر عالم ربّانى كتابى از حق تعالى است كه با تمام صورتها و نفسهايش بر صفحات موادّ آن عالم نوشته شده سجّين را تفسير به كتاب نمود .
وَ ما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ كِتابٌ مَرْقُومٌ
بزرگ نمودن شأن آن عالم است كه تو چه مىدانى آن سجّين ( سنگ و گل ) چيست ؟ آن نوشتهاى است كه به قلم حق در كتاب وجود عالم ثبت است « 2 » .
سورهى الانشقاق
در تفسير
إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ
مرقوم فرمودهاند : بدان كه ( اى رسول
هامش
( 1 ) صفحهى 466 همين جلد .
( 2 ) صفحات 469 - 470 همين جلد .