نمىدانست كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با غير او مشغول است .
در صورت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله علامت ناخشنودى پديدار گشت و در دل خود مىگفت : حالا اين بزرگان قريش مىگويند : پيروان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، كورها و بندگان مىباشند ، لذا از ابن امّ مكتوم روى گردانيد و بر آن گروه روى آورد ، كه اين آيه نازل شد :
عَبَسَ وَ تَوَلَّى أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى
.
از آن پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آن مرد نابينا را اكرام و احترام مىكرد و مىگفت : مرحبا به كسى كه پروردگارم مرا دربارهى او سرزنش كرد .
از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه مراد مردى از بنى اميّه بود كه نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود و ابن امّ مكتوم آمد ، وقتى آن مرد او را ديد از او متنفّر شد و خود را جمع كرد و از او اعراض نمود و خداى تعالى در اين آيه اين قضيّه را حكايت مىكند و آن را مورد انكار قرار مىدهد « 1 » .
سورهى التّكوير
در تفسير آيهى
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ
فرمودهاند : كه البتّه قرآن از پيش خود محمّد صلّى اللّه عليه و آله نيست ، بلكه قول جبرئيل ، يا قرآن ولايت على عليه السّلام است يا نصب على به خلافت و ولايت قول جبرئيل است كه فرستادهى خدا به سوى انبيا عليهم السّلام است و او نزد خدا داراى كرامت مىباشد « 2 » .
سورهى الانفطار
در تفسير آيهى
إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ
نيكوكاران عالم در بهشت پرنعمتند ، اين جمله جواب از سؤال مقدر است گويا كه گفته شده : اگر ملايكههايى حافظ و نگهبان ما هستند ، پس حال ما در آخرت چگونه خواهد بود ؟ فرمود :
نيكوكاران در بهشت و نعمت خواهند بود « 3 » .
هامش
( 1 ) صفحهى 441 و 442 همين جلد .
( 2 ) صفحهى 455 همين جلد .
( 3 ) صفحهى 462 همين جلد .