ايمان عام يا خاصّ دارد ، يا احتياج به اذعان به خدا و روز قيامت دارد ، تا معلوم شود كه مضمون كلام جز الهى و اخروى و عقلى نيست به خلاف شعر كه آن غالبا امر خيالى نفسانى است .
و در جانب نفى كاهن بودن تذكّر و يادآورى را آورد ، چون در تميز قرآن از كهانت كه آن هم اخبار به غيب است ، تنها ايمان كافى نيست ، بلكه احتياج به تذكّر و يادآورى حالت كاهن و حالت رسول صلّى اللّه عليه و آله و اقوال آنها دارد و نيز بايد متذكّر اين مطلب باشد كه حالت كاهن شبيه حالت اشخاص الهى و اخروى نيست و حال و قول رسول شبيه حال كاهنين و غيبگوهاى شيطانى نيست .
تَنْزِيلٌ
بلكه قرآن تنزيل از جانب پروردگار عالميان است .
مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَوْ تَقَوَّلَ
بدعت و افترا نمايد .
عَلَيْنا
بر ما دروغ ببندد .
بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ
از اعضاى بدن او جانب راست را مىگيريم ، چنانچه از اعضاى بدن جنايتكار مستحقّ عذاب دستش را مىگيرند ، ذكر يمين و طرف راست براى آن است كه آن اشرف اطراف بدن است و در دلالت بر ذلّت و خوارى رساتر است .
يا مقصود اين است كه دست او را جهت قطع كردن و بريدن مىگيريم ، يعنى دست او را قطع مىكنيم ، چون او سارق و دزد در دين است و دست راست سارق بايد قطع شود .
يا او را با قوّت و نيروى خويش مىگيريم ، استعمال يمين و راست در قوّت و نيرو براى آن است كه قدرت و توانايى غالبا بر دست ظاهر مىشود و طرف راست قوىترين طرفهاى بدن است .