تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
نعمت كمى از نعمت‌هاى خدا شكر مىكنيد .
قُلْ هُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ وَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
پس اوست مبدأ و منتهى و فاعل و غايت ، او كسى است كه در دنيا و آخرت احتياج بر او داريد .
وَ يَقُولُونَ
قوم تو كه منكر بعثت و برانگيخته شدن هستند .
مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ قُلْ
به آنها بگو : بعثت و برانگيخته شدن خارج از زمان و در طول زمان است ، نه در عرض آن و شما از وقت آن در عرض زمان سؤال مىكنيد .
إِنَّمَا الْعِلْمُ
علم به مرتبه‌ى بعثت در طول زمان نزد خداست .
عِنْدَ اللَّهِ
از علوى است كه مخصوص خداست و غير خدا آن را نمىداند .
وَ إِنَّما أَنَا نَذِيرٌ
من از جانب خدا بيم‌دهنده هستم .
مُبِينٌ
يعنى روشن و ظاهر است ، يا روشن‌كننده‌ى صدق و راستى من است .
فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً
وقتى آنچه را كه وعده داده شده نزديك ديدند .
سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ قِيلَ
به آنها گفته مىشود .
هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ
لفظ « تدّعون » با تخفيف دال و تشديد آن خوانده شده ، هر دو به يك معناست ، يعنى آنچه كه به آن عمل مىكنيد ، از خدا تعجيل آن را مىخواهيد . بعضى گفته‌اند : « تدّعون » از « الدّعوى » است ، معناى آن اين است كه شما ادّعا مىكرديد كه او حقّ نيست و لفظ « باء » در « به » براى تعديه يا الصاق است .