تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
زندگى كند ، روزى آن نيز غالبا ناشى حركت در جوّ است ، خداوند آن را طورى آفريده كه هر آنچه در حركت و تعيّش به آن احتياج دارد در جوّ مهيّا و آماده باشد ، اين نيست جز ناشى از فعل حكيم بينا و توانا و اين كار نمىتواند كار طبيعت آسمان و آسمان‌ها باشد چنانچه دهريّون مىگويند . و نمىتواند كار طبايع زمينى باشد همانطور كه طبيعيّون مىگويند . پس از اينجا دانسته مىشود كه مبدأ توانا و دانا و حكيم وجود دارد و دانسته مىشود كسى كه چيزى از احتياجات پرنده را مهمل نمىگذارد انسان را كه اشرف از پرنده است مهمل نمىگذارد و آن را بيهوده نمىآفريند .
أَمَّنْ هذَا الَّذِي هُوَ جُنْدٌ لَكُمْ
لفظ « أم » منقطعه و لفظ ، « من » استفهام انكارى است و « هو الّذى » خبر آن است .
يَنْصُرُكُمْ مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ
لفظ « ينصركم » حال يا مستأنف و جواب سؤال مقدّر است ، يا صفت لفظ « جند » است . و مفرد آوردن ضمير به جهت مفرد بودن صورت و لفظ « جند » است و به همين جهت بر لفظ « هذا » حمل شده و لفظ « من دون الرحمن » به معناى « من عند الرّحمن » متعلّق به « ينصركم » يا حال از فاعل « ينصركم » مىباشد ، يا به معناى « من غير الرّحمن » است ، حال از فاعل « ينصركم » يا صفت ديگرى براى « جند » است ، يعنى بت‌هاى شما و ساير لشگريان شما نمىتوانند شما را يارى نمايند ، پس با چه نيرويى شما نافرمانى مرا مىكنيد ؟ !
إِنِ الْكافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ
غرور از جانب شيطان .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 253 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى