تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
مثل چنين وقتى حركت كند ، پس مردم حركت كردند . تا آنجا كه راوى گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله همه‌ى روز را در حركت بود و با هيچ كس سخن نمىگفت . طايفه‌ى خزرج بر عبد اللّه بن ابى هجوم آوردند و او را سرزنش و ملامت كردند . عبد اللّه قسم خورد كه چيزى نگفته است و هيچ يك از اين سخنان را بر زبان نياورده است . خزرجيها گفتند : بلند شو ، با ما نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله برويم و از وى عذرخواهى كنيم عبد اللّه به علامت قبول گردنش را كج كرد . وقتى تاريكى شب فرا رسيد باز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله همه‌ى شب و روز را در حركت بود و جز براى نماز نزول نمىكردند ، وقتى صبح شد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و اصحابش نزول نمودند در حالى كه بيدارى شب آنان را خسته كرده بود . پس عبد اللّه بن ابى خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد و سوگند ياد كرد كه هيچ يك از اين سخنان را نگفته است و او شهادت مىدهد به لا إله الّا اللّه و اين كه تو رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هستى و زيد بر من دروغ بسته است . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اين مطلب را از او قبول نمود و خزرجيها بر زيد بن ارقم حمله بردند و به او ناسزا مىگفتند . تا آنكه راوى گفت : بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وحى نازل شد ، وقتى وحى نازل شد اصحابش را جمع كرد و سوره‌ى منافقين را بر آنان خواند . بدين ترتيب خداى تعالى عبد اللّه بن ابى را رسوا نمود . « 1 »
هامش
( 1 ) تفسير جامع ج 7