تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1162

مساهمون:

ص١١٦٢
28 - گفت كه : خداوند مشرق ، روز بر آمدن ، است ، و مغرب ، روز فرو شدن است « 1 » و آنچه ميان آن هر دو است اگر هستيد خرد دارندگان « 2 » 29 - گفت فرعون موسى را كه : اگر گيرى خداى ديگر بجز از من كنم ترا از باز دارندگان اندر زندان « 3 » 30 - گفت موسى كه : اگر بياورم ترا حجّتى و چيزى هويدا 31 - گفت فرعون كه : بيار بدان اگر هستى تو از راست گويان 32 - پس بيوكند موسى عصاى خويش را آن گاه آن بود اژدهاى هويدا « 4 » 33 - و بيرون آورد دستهاى خويش و آن گاه آن بود سپيد تا بنده نگرندگانرا 34 - گفت فرعون سپاه خود را كه گرداگرد او بودند كه : « 5 » اين جادوى است سخت دانا و استاد بجادواى 35 - و مىخواهد كه بيرون كند شما را از زمين شما بجادوى كردن او اكنون چه مىفرماييد شما ؟ 36 - گفتند ايشان كه : باز دارش وى را و برادرش را و بفرست اندر شهرها گرد كنندگان 37 - تا بيارند به تو از هر جادوى دانا
هامش
( 1 ) گفت موسى : خداوند بر آمدن گاه و فرو شدن گاه آفتاب . ( آ . بو ) ( 2 ) بى گمانان . ( آ ) - همى اندر يابيد . ( بو ) ( 3 ) ترا از زندانيان . ( آ . بو ) ( 4 ) بيفكند موسى عصاى خويش را هميدون مارى بزرگ شد هويدا . ( آ ) - بيفكند عكازه خويش هميدون آن مارى گشت پيدا . ( بو ) ( 5 ) و گروه مهتران را ( آ ) - و گروه مهتران را كه گرد وى بودند . ( بو )