7 - بنه بينند « 1 » سوى زمين كه چند بر آورديم اندران از هر گونى نيكو « 2 »
8 - كه هست اندران آيتى ، و نه بودند بيشترشان مؤمنان
9 - و حقّا خداوند تو اوست بىهمتا و مهربان
10 - و اگر بخواند خداوند تو موسى را كه : بشو بگروه « 3 » ستم كاران
11 - گروه فرعون . كه همى نه پرهيزند ؟ « 4 »
12 - گفت موسى كه : خداوندا من همى ترسم كه بدروغ زن دارند مرا
13 - و تنگ شود دل من و نه گشايد زبان من ، بفرست با من برادر من هارون را
14 - و ايشان را بر من گناه « 5 » من است و مىترسم كه بكشند مرا
15 - گفت جلّ و علا : نه كه بشويد بآتيهاى ما « 6 » كه ما با شماييم شنوندگان
16 - بشويد بفرعون بگوييد او را كه : ما ايم پيغامبران خداوند جهانيان « 7 »
17 - كه بفرست با ما فرزندان يعقوب را
18 - گفت فرعون كه : نه تو آنى كه همى پرورديم ترا اندر ميان
هامش
( 1 ) چرا همى نه نگرند . ( بو ) - همى ننگرند . ( آ )
( 2 ) از هر جهتى نيكوتر و بزرگوارتر . ( بو ) - از هر گونهى بزرگوار . ( آ )
( 3 ) و چون . بخواند خداوند تو موسى را كه برو سوى گروه . ( بو . آ )
( 4 ) نپرهيزند از كفر . ( بو . آ )
( 5 ) گناهى است . ( بو . آ )
( 6 ) بگفت آن روز مبادا ، نه چنين است ببريد نشانيهاى ما . ( بو ) - گفت نه چنين است ببريد نشانيهاى ما . ( آ )
( 7 ) برويد سوى فرعون بگوئيد ما فرستادهء خداوند همه خلقايم . ( بو . آ )