مؤمنان و زنان مؤمنه را و هست خداى عزّ و جلّ آمرزگار و مهربان « 1 »
ترجمهء سورة الاحزاب
و اين سورة الاحزاب بمدينه فرو آمده است و بيشتر اندر فتوح « 2 » پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم است ، كه پيغامبر صلّى اللَّه عليه چون هجرت كرد و از مكّه بمدينه آمد هر روز از نو بنو فتحها مىبود او را ، و هيچ شبانروز نبود كه او و ياران او بياسودند يا جايى آرام گرفتند .
و نيز قصّهء حرب خندق بتمامى بدين سوره اندر است ، و قصهء « 3 » زنان پيغامبر صلّى اللَّه عليه بدين سوره اندر ياد كرده است ، و قصهء غزوهاى پيغامبر عليه السّلم بگفته است ، و حديث آن جهودان مدينه و آن حصارهاى ايشان كند ، « 4 » و ظفر دادن پيغامبر ما را صلّى اللَّه عليه و سلّم برايشان و اين همه پيدا كرده آمده است بجايگاه خويش .
و نيز قصّههاى « 5 » زنان پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم ياد كند و كارهاى ايشان و ماليدن « 6 » ايشان ، و آگاه كردن ايشان را بنگاه داشتن خويشتن ، و پوشيده داشتن خويشتن از مردان نامحرم ، و نشستن بخانهها اندر ، و پند دادن ايشان . و اين قصهء زنان پيغامبر صلّى اللَّه عليه ياد كرده آيد بسورة الطّلاق و بسورة المتحرّم و بدين سورة اندر قصّهء زينب بگفته آيد .
ان شاء اللَّه . « 7 » و اين زينب زن زيد بود مولاى پيغامبر عليه السّلم ، و محمّد بن جرير
هامش
( 1 ) بخشاينده . ( بو . آ )
( 2 ) كار فتوحهاى . ( آ . بو )
( 3 ) و نيز قصهء . ( آ . بو )
( 4 ) ايشان ياد كند بدين سورت . ( بو . آ )
( 5 ) و بيشتر ازين قصهها ياد كرده آمدست بجايگاه خويش و باقى بجايگاه خويش ياد كرده آيد و قصهء . ( بو )
( 6 ) و ناليدن . ( بو ) - و ماليدن . ( آ )
( 7 ) « قصهء زينب » عنوان است در يك سطر . ( آ )