تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1433

مساهمون:

ص١٤٣٣
مؤمنان را تا : در پوشند برايشان از چادرهاشان . « 1 » كه اينست سزاوارتر كه تا بشناسند ايشان را و مه دشخوارى نمايند « 2 » ايشان را ، و هست خداى آمرزگار و مهربان 60 - و اگر نه باز شوند منافقان ، و آن كسها كه اندر دلهاشان بيمارى است ، و ارجاف كنندگان‌اند اندر مدينه ، بر گماريم ترا برايشان ، پس نه همسايگى كنند ترا اندران « 3 » مگر اندكى 61 - نفرين كردگان‌اند ، هر كجا يابند ايشان را « 4 » بگيرندشان و بكشندشان كشتنى 62 - نگه دار سنّة خداى « 5 » اندر آن كسها كه بگذشتند از پيش ، و نه يا بى سنّة خداى را بدلى « 6 » 63 - همى پرسند ترا مردمان از رستخيز . بگوى كه : علم و دانش آن نزديك خداى است ، و چه دانى تو مگر رستخيز هست نزديك 64 - كه خداى نفرين كرد كافران را و بساخت ايشان را آتشى « 7 » 65 - جاودان اندران هميشه ، نه يابند دوستى و نه يارى 66 - آن روز كه برگردانند رويهاى ايشان « 8 » اندر آتش ، همى
هامش
( 1 ) تا نزديك كنند بر خويشتن از چادرهاى خويش . ( بو ) - تا فروهلند برايشان از چادرهاشان . ( آ ) ( 2 ) و نيازارندشان . ( بو ) - تا رنجه ننمايند . ( آ ) ( 3 ) اگر باز نه ايستند دو سران و آن كسها كه اندر دلهاى ايشان بيمارى است و خبر بد افكنندگان اندر شهر بر آغاليمت بريشان باز همسايگى ندارند با تو اندر آنجا . ( بو ) - اگر نه باز شوند منافقان و آن كسها كه اندر دلهاشان بيمارى است و آنك سخنها بدروغ افكندند اندر مدينه ، بر گماريم يا محمد ترا بريشان تا همسايگى نكنند با تو اندر آنجا . ( آ ) ( 4 ) راندگان دور كردگان هر كجاشان دست بر نهند . ( بو ) - ملعونان‌اند هر كجا بيابندشان . ( آ ) ( 5 ) اين بود راه خداى . ( بو ) - نهاد خداى . ( آ ) ( 6 ) و نه يا بى مر راه خداى را گردانيدنى . ( بو ) ( 7 ) آتشى فروزان . ( بو ) - دوزخ . ( آ ) ( 8 ) آن روز كه نگوسار گردانند رويهاى ايشان . ( بو ) - آن روز كه همى گردند برويهاشان . ( آ )