تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1356

مساهمون:

ص١٣٥٦
خاك سير مكناد . و ديگر عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح است كه مرتد شد و از مسلمانى برگشت . و ديگر وليد بن عقبه است كه پدرش خيوبر روى « 1 » پيغامبر صلّى اللَّه عليه انداخت و دستار بگردنش اندر كرد و دندانش بشكست . عثمان رضى اللَّه عنه همه مىشنيد و خاموش همى بود ، و جواب ايشان خود هيچ نمىداد ، و جمازه بر او كنده بود و بشام پيش معاويه فرستاده ، و بمصر سوى عبد اللَّه بن سعد فرستاده بود ، و ايشان را بخوانده بود و صبر همى كرد مگر ايشان برسند . « 2 » و اين مردمان غوغا از مصر و از بصره و كوفه با مردمان مدينه گرد آمده بودند و آن نامهء عثمان بر اهل مدينه همى خواندند و با ايشان يكى شده بودند . و عثمان بعد از آن از خانه بيرون نيارست آمدن و سراى خويش را بحصار كرد . و عثمان را چهار صد غلام بود همه پيشه‌ور چون كفش گر و درزى و گازر و آنچه بدين ماند از پيشها ، و بيشتر سياه بودند ، و گروهى را آزاد كرده بود و گروهى بنده بودند . پس عثمان رضى اللَّه عنه ازين غلامان خويش صد را بسراى « 3 » اندر آورد پيش خويش ، و گروهى بر بام شدند و با اين غوغا جنگ همى كردند . و چهل روز عثمان رضى اللَّه عنه با اين غلامان به خانه « 4 » اندر بود و آن غوغا گرد سراى اندر آمده بودند و از عثمان طعام و شراب بازداشته بودند . پس اين غوغا آگاه شدند كه عثمان رضى اللَّه عنه كس فرستاده است بعمّالان خويش و ايشان را خوانده است ، حصار بر وى سخت‌تر كردند ، و خواستند كه ديوار سراى سولاخ كنند . پس عثمان رضى اللَّه عنه كس
هامش
( 1 ) در روى . ( بو ) ( 2 ) فراز رسند . ( بو ) ( 3 ) و گروهى آزاد كرده بودند و گروهى نه بودند . پس عثمان اين چهار صد غلام را بسراى . ( بو ) ( 4 ) بحصار . ( بو )