تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1355

مساهمون:

ص١٣٥٥
و على رضى اللَّه عنه بيرون آمد تا مگر ديگر بار ايشان را باز گرداند . پس ايشان روى بعلى اندر نهادند ، و گفتند كه ما بفرمان تو يك دو بار « 1 » باز گرديديم ، اكنون باز نگرديم تا او را بكشيم . على گفتا من هم داستان نباشم بدين كار با شما و با شما حرب كنم ، و با على مشغله كردند و پرخاش كردند بسيار ، تا على از مشغله بيرون شد از ميان ايشان ، و از مدينه بيرون شد . « 2 » و عثمان رضى اللَّه عنه بعد از آن از خانه بيرون نتوانست آمدن ، و خانه بر وى حصار كردند ، و طعام و شراب از وى باز داشتند . پس عثمان رضى اللَّه عنه به بام خانه برآمد و ايشان را گفت كه شما از من چه خواهيد ؟ و من بجاى شما چه كرده‌ام ؟ و هيچ بدى بجاى شما نكرده‌ام . ايشان گفتند كه هيچ گونه ترا با ما بسر نشود مگر كه خويشتن خلع كنى و ازين خليفتى باز گردى ، « 3 » و اين ياران بد كه با تواند ايشان را از خود دور كنى . عثمان رضى اللَّه عنه گفت كه مرا اين خليفتى خداى عزّ و جلّ بداده است و هم خداى باز ستاند ، و اين ياران كه با منند همه ياران پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم‌اند . ايشان گفتند بلى اين خليفتى ترا خداى عزّ و جلّ داده است و لكن ترا نگفت كه بدان را بر مسلمانان مسلّط كن . و اين ياران تو كه همى گويى كه ياران پيغامبراند عليه السّلم « 4 » مروان بن الحكم است كه وزير تو است و او راندهء پيغامبر صلّى اللَّه عليه و سلّم است . و ديگر معاوية بن ابى سفيان است و او آنست كه پيغامبر صلّى اللَّه عليه بر وى دعا كردست كه خداى عزّ و جلّ گرسنگى تو بجز
هامش
( 1 ) يك بار و دو بار . ( بو ) ( 2 ) تا على از مشغلهء ايشان برخاست و از شهر بيرون شد . ( بو ) ( 3 ) و ازين خليفتى بيرون آرى يا ترا بكشيم . ( بو ) ( 4 ) پيغامبراند . يكى . ( بو ) [ و گويا كلمهء « يكى » از قلم كاتب افتاده است ]