و ما هى من الظالمين ببعيد . « 1 » گفتا چون عاصى شدند و بر گناه اصرار كردند و باز نگرديدند ، و پيغامبر خداى عزّ و جلّ لوط عليه السّلم را چندانى برنجانيدند ايشان را همه هلاك گردانيديم ، و خان و مانشان زير و زبر كرديم ، و آب سياه برآورديم ، و سنگ بارانيديم بر ايشان .
و اين قصّه بگفته آمدست بسورة الحجر ، و لكن اين جايگاه اين قدر گفته آمد تا محنت نوح عليه السّلم گفته آيد و هلاك قومش پس از آن كه نافرمانى كردند .
و ديگر كس كه خداى عزّ و جلّ او را به زمين فرو برد چون قارون كه بر موسى عليه السّلم بيرون آمد ، و زكات از خواسته بنه داد ، و بسيار خواسته گرد كرد ، « 2 » و بر خواستهء خويش بر مردمان فخر كرد ، و ننگ « 3 » و نبرد كرد ، چنانك موسى عليه السّلم گفت : « 4 » و ابتغ فيما آتيك اللَّه الدّار الاخرة و لا تنس نصيبك من الدّنيا و احسن كما احسن اللَّه اليك . « 5 » گفتا اندرين خواسته كه خداى عزّ و جلّ ترا بداد آن جهان را بجوى و نصيب خويش فراموش مكن « 6 » و نيكوى كن هم چنان كه خداى عزّ و جلّ با تو نيكوى كرده است . و قارون آن سخن از موسى عليه السّلم نشنيد و گفتا :
إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي
. « 7 » گفتا كه مرا اين خواسته نخداى « 8 » داد كه من اين خواسته بدانش خويش گرد كردم و من اين علم خود دانستم ، و بدان عجب « 9 » آورد چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت : فخرج على قومه فى زينته ، قال الّذين يريدون الحيوة الدنيا : يا ليت لنا مثل ما اوتى قارون انه
هامش
( 1 ) هود 83 - 82
( 2 ) خواستها گرد كرد . ( بو ) - و خواستهء بسيار گرد كرد .
( آ )
( 3 ) و با مردمان بدان ننگ . ( بو . آ )
( 4 ) موسى او را گفت . ( بو . آ )
( 5 ) القصص 77
( 6 ) مكن ازين جهان . ( بو . صو ) [ و ظاهرا اين جمله از قلم كاتب افتاده است ]
( 7 ) القصص 78
( 8 ) نه خداى . ( بو )
( 9 ) از دانش خويش فراهم آوردم و اين علمى بود كه مرا بود و من خود دانستم و بخويشتن عجب . ( بو . آ . صو )