و ابرهيم عليه السّلم آن محنت آتش بايست كشيد چنان كه قصهء آن گفته آمده است ، و خداى عزّ و جلّ او را ازان آتش برهانيد چنان كه گفت عزّ و جلّ :
فَأَنْجاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ
. « 1 » و آخر او را ببايست رفتن از نواحى و خانهء خويش و بجاى ديگر بغربت مىبايست بود .
و اين قصهء ابراهيم عليه السّلم دراز است و بعضى در سورة الانعام گفته آمده است و بعضى در سورة الحجر ، و بعضى ديگر بگفته آيد بجايگاه خويش . و اين جايگاه اين قدر گفته آمد سبب محنت ابراهيم را اندر تفسير اين آيت كه خداى عزّ و جلّ گفت :
الم . أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ
. « 2 » پس ايزد تعالى پس ازان كه پيغامبران وى عليهم السّلم چندين محنت كشيدند ازان كافران كينه بكشيد ، چنان كه از بهر آدم عليه السّلم ابليس را بلعنت كرد . و قوم نوح عليه السّلم كه او را مىرنجانيدند و به دو بنگرويدند همه « 3 » بطوفان غرقه گردانيد . و قابيل را از بهر كشتن هابيل از ميان خلق مهجور كرد . و نمرود را و قوم او را بپشه هلاك گردانيد از بهر ابراهيم عليه السّلم .
و همچنين قوم لوط را كه فرمان او را نمىبردند ، و بخداى عزّ و جلّ عاصى شده بودند ، و لوط عليه السّلم را چندان برنجانيدند و فسادها مىكردند ؛ حق تعالى لوط عليه السّلم را از ميان ايشان برهانيد و آن هفت شهرستان ايشان زير و زبر گردانيد ، و آب سياه برآورد ، و آن قوم را بجملگى هلاك گردانيد . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها وَ أَمْطَرْنا عَلَيْها حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ . مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ
،
هامش
( 1 ) العنكبوت 24
( 2 ) العنكبوت 2 - 1
( 3 ) او را چندان برنجانيدند و فرمان نه بردند و بخداى تعالى بنه گرويدند همه را . ( بو )