رسيد و كشيدند و اين كار از پيش اندر آمدست تا تفسير اين آيت « 1 » گفته آيد كه خداى عزّ و جلّ گفت :
الم . أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ
. « 2 » و پس از نوح عليه السّلم نگاه كن كه ابرهيم عليه السّلم چه محنتها كشيد و اندك مايه مردم كه بوى ايمان آورده بودند ، و لوط عليه السّلم كه بوى بگرويده بود ، و چندان روزگار كه خلق را بخداى عزّ و جلّ همى خواند و از دوزخشان بيم همى كرد ، و ببهشتشان مژدگانى همى داد « 3 » اگر بگرويد بخداى عزّ و جلّ و دست از بتان بداريد . و چندان سال محنت ايشان همى كشيد ، خداى عزّ و جلّ گفت « 4 » :
فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ
. « 5 » گفتا نبود جواب قوم او مگر آنك گفتند كه اين را ببايد گشتن يا ببايد سوختن . پس آن دوزخ را بساختند ، و آن همه هيزم گرد كردند ، و آتشى بدان عظيمى بكردند و او را بدان آتش انداختند ، و خداى « 6 » عزّ و جلّ آن آتش را دوزخ خواند چنان كه گفت عزّ و جلّ :
فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ
. « 7 » گفتا بدوزخ اندازيد او را .
هامش
( 1 ) و اين كار ازيشان اندر آمده است تا تفسير اين آيت . ( بو ) - و اين كار گفته آيد اندر تفسير اين آيت . ( آ ) - و اين كار از پيش اندر آمده است تا تفسير اين آيه . ( صو )
( 2 ) العنكبوت 2 - 1
( 3 ) همى داد كه . ( بو )
( 4 ) و پس از نوح محنت ابرهيم آيد عليه السّلام كه بروزگار نمرود و اتباع او ، خداى پرست خود ابرهيم بود و آن قومى اندك كه به دو ايمان آورده بودند و لوط عليه السلم كه به دو گرويده بود . و چندان روزگار خلق بخداى همى خواند ، و بيمشان همى كرد از دوزخ ، و مژدهشان همى داد ببهشت كه اگر نگرويد بخداى تعالى و دست ازين بت پرستيدن بازدارى ؛ و چندان سال محنت ايشان همى كشيد . خداوند گفت تعالى .
( بو . آ ) ، [ و ظاهرا اين قسمت از قلم كاتب نسخهء متن افتاده است . ]
( 5 ) العنكبوت 24
( 6 ) و آن همه هيزم را بدان جاى اندر انداختند و آتش اندر زدند تا خداى .
( بو )
( 7 ) الصافات 97