ماند . اين سى گونه ميوهها جبريل عليه السّلم از بهر آدم عليه السّلم از بهشت بياورد تا فرزندان او آن را مىكارند و مىپرورند و ثمرت آن بر مىدارند و مىخورند تا روز قيامت .
و امّا آن ديگر كه بار نياورد گفتهايم كه آنست كه از آب چشم آدم برسته است از آب اندوه ، اندران وقت كه بر گناه خويش مىگريست ، و توبت همى خواست چون سپيددار و گز و سرو و نوش « 1 » و آنچه بدين ماند كه هيچ بار نياورد و هيزم را يا سوختن را بشايد .
و اما آنچه رياحين است شاهسپر غم و گل و لاله و ياسمن و نرگس و آنچه بدين ماند كه داروها را بشايد و شفا و راحت و منفعت بيماران در آن باشد ، همه آنست كه از آب چشم آدم برسته است اندران وقت كه توبهء او قبول كرد و از شادى گريه برو افتاد . و اين همه درختان و اسپر غمها كه شفا و راحت خلقان اندران است از آن آب چشم رسته است كه از شادى همى گريست .
و اين قصّهء آدم عليه السّلم دراز است و به چند جا بگفته آمدست ، امّا اين جايگاه اين قدر به كار مىبايست كه گفته آمد تا بدانى كه اين محنت انبيا و اوليا از ابتدا كه حق تعالى آدم را بيافريد مىكشند .
امّا نوح عليه السّلم هزار سال كم پنجاه سال اندر ميان خلقان بود و ايشان را بخداى عزّ و جلّ همى خواند ، و هيچ كس به دو نمىگرويد . و بدين مدّت كه او خلقان را دعوت مىكرد هشتاد تن از زنان و مردان به دو گرويده بودند ، و آن ديگر همه جهان بتپرست بودند . چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت :
فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً
،
هامش
( 1 ) و آن چنارست و سپيداواس و سرو . ( بو ) - و اين چنارست و اسفيددار و آس و سرو . ( آ ) - و آن چنارست و اسبيدار و گز و سرو . ( صو )