تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1311

مساهمون:

ص١٣١١
من ترا بدست « 1 » خويش آفريدم ، و همه فريشتگان را بفرمودم تا ترا سجده كردند ، و نه ترا ببهشت اندر آوردم ، و نه حوّارا از بهر تو آفريدم و او را بجفت تو كردم . اكنون اين گريستن چرا است ؟ آدم عليه السّلم گفت يا جبريل چرا نگريم كه از چنان بهشتى و از همسايگى خداى عزّ و جلّ بيوفتادم . پس جبريل عليه السّلم او را گفت كه اى آدم به بالاى سر خويش بر نگر . « 2 » آدم عليه السّلم برنگريست ، و عرش خداى عزّ و جلّ را بديد ، و نورى ديد از ساق عرش مىدرخشيد . جبريل عليه السّلم گفت ، يا آدم آن نور همى بينى كه از ساق عرش خداى عزّ و جلّ همى تابد ، آن نامى است از نام فرزندان تو و او پيغامبرى باشد از پيغامبران مرسل ، و خاتم همه پيغامبران باشد ، و خداى عزّ و جلّ ترا كه آدمى بر مثال نام وى آفريده است . آدم عليه السّلم نگاه كرد و نام محمّد را ديد چهار حرف بود ، و بر صورة آدم عليه السّلم بود ، آن نام محمّد راست . آدم عليه السّلم دانست كه محمّد را درجتى هست و منزلتى بزرگ بنزديك خداى عزّ و جلّ . گفتا يا ربّ بحقّ آن محمّد كه او از فرزندان من خواهد بود ، و نام او بر ساق عرش خويش نوشته‌اى كه توبهء من بپذيرى . جبريل عليه السّلم گفت يا آدم اين كلمتها بگوى تا حق تعالى توبهء تو قبول كند ، و ترا از گناهان عفو گرداند ، و از تو خشنود شود . آدم عليه السّلم گفت ، يا جبريل چه گويم . گفتا بگو : « 3 »
هامش
( 1 ) بقدرت . ( بو . آ ) - بدست . ( صو ) ( 2 ) از بر سر من برنگر . ( بو . آ ) - از بر سر برنگر . ( صو ) ( 3 ) بر صورت آدم بود . از نام محمد دانست كه محمد را منزلتى است بزرگ نزد خداى عز و جل . گفت اى آدم تكلم بهذه الكلمات ، فان اللَّه قابل توبتك . گفت يا آدم اين سخنها بگوى تا خداى عز و جل توبهء تو بپذيرد و از تو خشنود شود . آدم گفت چه گويم اى جبرئيل . گفت بگوى . ( بو )