بهشت ، « 1 » و ديدار ايزد عزّ و جلّ .
و اين آنست كه خداى عزّ و جلّ گفت :
وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ
. « 2 » گفتا آزموده بكنيم يا محمّد ياران ترا و محنت رسانيم هم چنان كه آزموده كرديم ايشان را كه پيش ايشان « 3 » بودند تا پديدار آمد كه راست گوى كيست و دروغ زن كيست .
و اين قصّه « 4 » چنانست كه اندر قومهاى پيش هر آن كسى كه گناهى بكردى عقوبت آن گناه هم بدين جهان اندر يافتى ، و بودى كه بر پيشانى وى پيدا آمدى « 5 » تا خلقان بديدندى و از گناه وى آگاه شدندى ، و بودى كه شهرهاى ايشان زير و زبر كردى ، و آب سياه بر آوردى ، و بودى كه ايشان را به زمين فرو بردى ، يا غرقه كردى و اين همه بگفته آيد .
و اول محنتى محنت پدر ما بود آدم عليه السّلم كه خداى عزّ و جلّ او را بيافريد و برگزيد ، و جمله فريشتگان را بفرمود تا او را سجده كردند ، و ابليس كه مهتر ايشان بود گردن كشى كرد و او را سجده نكرد و از فرمان خداى عزّ و جلّ بيرون آمد و نافرمانى كرد تا خداى عزّ و جلّ وى را بلعنت كرد و از درگاه خويش براند . « 6 » پس چون آدم عليه السّلم را بيافريد و ببهشت فرستاد و گرامى گردانيد او را ، گفتا كه همه بهشت مباح كردم ترا ، و ازين يك درخت مخور ، و وى را فراموش گشت ، و ابليس حيله كرد ، و اندر بهشت برفت ، و او را وسوسه
هامش
( 1 ) آن جهانى و يافتن بهشت . ( بو . آ . صو )
( 2 ) العنكبوت 3
( 3 ) آن كسها را كه پيش از شما . ( بو )
( 4 ) و اين آيت . ( آ ) . و اين قصها . ( صو ) - و اين ابتلا .
( بو )
( 5 ) بر پيشانى وى نبشته بديدار آمدى . ( بو . آ )
( 6 ) و عزازيل كه مهتر فريشتگان بود او را سجده نه كرد و گردن از امر خداى عز و جل بيرون كشيد ، و ايزد تعالى او را براند و بلعنت كرد و ابليس گشت . ( بو )