تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1289

مساهمون:

ص١٢٨٩
و حق تعالى جبريل عليه السّلم را از هفتم آسمان بفرستاد تا اندر حال دست او بگرفت و سوى آتش گردانيد ، و موسى عليه السّلم پاره‌اى از آن آتش برداشت و چنان كه قاعدهء كودكان باشد كه هر چه دريابند حالى به دهان نهند ، او نيز آن آتش اندر دهان نهاد ، و زبانش بسوخت ، و گريه و فرياد دربست . پس آيسيه فرعون را گفت ديدى كه آن از سر طفلى و بى عقلى كرد و اگر نه آتش در دهان ننهادى و دانه‌اى جواهر نيكى برداشتى . پس فرعون او را معاف داشت و هيچ نگفت ، و اين گره زبان موسى عليه السّلم از آن بود كه بدان كودكى آتش در دهان نهاده بود ، و زبانش بسوخته ، و از آن سبب سخن روا و نيكو نتوانستى گفتن . « 1 » پس موسى عليه السلم آن روز اين همه حاجتها از حق تعالى بخواست و حق تعالى آن حاجتهاى او همه روا گردانيد ، و آن تندى و سبك سارى از وى برداشت ، و او را پيغامبر گردانيد و برسالت و پيغام پيش فرعون « 2 » فرستاد .
هامش
( 1 ) يكى طپانچه بر روى فرعون زد و فرعون او را از كنار بيرون انداخت ، و كاردى خواست كه موسى عليه السلم بكشد . آيسيه گفت موسى اين از كودكى كرد و از نادانى . فرعون گفت كه از نادانى نكرد كه اين دشمن منست كه مرا منجمان گفته‌اند . پس آسيه خواهش كرد و گفت خواهى تا ترا بنمايم كه او ندانست كه چه كرد ؟ گفت خواهم . آيسيه بفرمود تا يكى طشت پر آتش بكردند و يكى طشت ديگر پر از ياقوت سرخ كردند ، و هر دو پيش موسى عليه السلم بنهادند . آيسيه گفت اگر دست به ياقوت برد بدان كه آن عمل كرد [ آن بدشمنى كرد . ( آ ) - بعمدا كرد . ( صو ) ] و اگر دست به آتش برد آن از كودكى و نادانى كرده است . موسى صلوات اللَّه عليه دست بيرون آورد خواست كه بياقوت برد جبريل عليه السلم هم اندر ساعت از بالاى هفتم آسمان بيامد و دست موسى از ياقوت برداشت و بدان آتش برد تا يك اخگر برداشت و به دهان اندر نهاد ، و زبانش بسوخت ، و بگريست ، و آن آتش بيرون انداخت . و آن عقده به زبان موسى از آن وقت باز بود و موسى از آن جهت سخن نيكو نه توانستى گفتن . ( آ . بو . صو ) ( 2 ) و او را گرامى كرد و برسالت سوى فرعون . ( بو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1289 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى