تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1288

مساهمون:

ص١٢٨٨
و موسى عليه السّلم را گره بر زبان بود و سخن نيك نتوانستى گفتن . و سبب آن چنان بود كه چون طفل بود و آسيه زن فرعون او را مىداشت . يك روز فرعون پيش وى اندر شد و آسيه موسى را بر كنار داشت و او را بر كنار فرعون نشاند . و موسى عليه السّلم محبوب بود و پاكيزه ، و همه كس او را دوست داشتى و آسيه و فرعون هر دو او را دوست مىداشتند و چون آسيه او را بر كنار فرعون نشاند ، موسى عليه السّلم بدست چپ بجست و ريش فرعون بگرفت « 1 » و بدست راست طبنچه‌اى بر روى فرعون زد ، و فرعون از آن بطيره شد ، و او را از كنار اندر انداخت ، و كارد خواست و گفت كه سرش ببرم كه مگر اين پسر است كه قتل من بدست او باشد . پس آيسيه گفت ، كه نه ، كه اين بكودكى و طفلى كرده است ، و اگر نه ازو چه آيد ؟ اكنون من معلوم تو بكنم كه اگر او اين كار از بىعقلى و طفلى كرد او را عفو كن ، و اگر از سر عقلى كرده و مىدانست پس او را بكش . پس آيسيه فرمود دو طشت بياوردند و يكى جواهرها درش كرد ، و آن ديگر پر آتش كرد . و فرعون را گفت كه اين هر دو پيش وى بنهيم ، اگر جواهر برگيرد عاقل است و دانا و آن از سر عقل كرده باشد ، پس تو او را هلاك گردان ؛ و اگر آتش برگيرد بدان كه از بىعقلى و طفلى كرده است و او را معاف دار . پس اين قرار بدادند و آن طشت هر دو پيش وى بنهادند ، و موسى عليه السّلم دست فراز كرد كه جواهر بر خواست گرفت ،
هامش
( 1 ) و موسى را عقدهء بر زبان بود و او را زبان اندر آويختى و آن عقده نه چنان بود كه مادر زاد بود كه سبب آن چنان بود كه بدان وقت كه موسى را آسيه همى پرورد موسى صلوات اللَّه عليه چنان بود كه هر كس كه او را بديدى دوست گرفتى و خداى عز و جل بدين منت نهاده بود بر وى ، چنانك گفت عز و جل و القيت عليك محبة منى . پس فرعون او را بر كنار گرفت و همى نواخت . موسى عليه السّلم بدست چپ ريش فرعون بگرفت . ( بو . آ )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1288 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى