تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1284

مساهمون:

ص١٢٨٤
شعيب عليه السّلم هر چند جهد كرد كه بردارد بر نمىتوانست داشت . پس موسى عليه السّلم دست فراز كرد و خوار و آسان برداشت . پس شعيب عليه السّلم را يقين ببود كه « 1 » موسى عليه السّلم پيغامبر است و اين عصا ازان وى است ، و بوى دست بازداشت ، و خود بازگرديد . و موسى عليه السّلم خود و عيالان برخاستند و در راه بودند . و چون شب درآمد راه گم كردند ، و ابر بود ، و بارندگى و سرماى سرد ، و بكوه طور سينا نزديك بودند . و موسى عليه السّلم آتش زن مىزد گفت مگر آتش در اوفتد و آتشى بكند ، و هر چند جهد همى كرد آتش هيچ در نمىافتيد . پس از دور نگاه كرد و روشنايى ديد ، و گفت كه آن بيشك آتش باشد كه يا شبانان كرده باشند يا اشتربانان ، و برخاست و عيالان را آنجا رها كرد و خود بطلب آتش رفت . و گروهى از علما چنين گويند كه زن موسى دختر شعيب عليهما السّلم بار داشت ، و درد زهش بگرفت . پس چون موسى عليه السّلم آن روشنايى بديد گفت :
امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ ناراً ، لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْها بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ
. « 2 » گفتا قوم خويش را كه شما اين جايگاه بباشى كه من آتش مىبينم تا بروم و خبرى بياورم ، يا آتشى بياورم تا شما گرم شويد . پس موسى عليه السّلم برفت و آهنگ آن روشنايى كرد و چون موسى عليه السّلم آنجا برسيد آن روشنايى بر سر درختى ديد و هيچ خلق را آنجا نديد ، و موسى عليه السّلم ازان بشكوهيد . پس ازان درخت آواز آمد :
هامش
( 1 ) پس شعيب را يقين گشت كه . ( بو ) ( 2 ) القصص 29