تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1247

مساهمون:

ص١٢٤٧
گفت نه كه راست همى گويم . پس سليمان عليه السّلم نامه‌ى بنوشت و هدهد را داد و گفتا اين بنزديك آن ملكه بر . هدهد آن نامه را در منقار گرفت ، و رفت تا با آن وادى سبا ، و چون آنجا برسيد بامداد بود و بلقيس با كنيزكان بر تخت نشسته بود ، و هنوز سپاه را بار نداده بود . و بلقيس را سيصد كنيزك خاص بود كه وى را خدمت كردندى ، و همه پيش او بودند . و هدهد نامه ببرد و اندر كنار بلقيس انداخت ، و خود از دور بر درختى نشست ، و نگاه همى كرد كه تا خود چه گويند . و بلقيس چون آن نامه بديد عجب آمدش ، و گفت اين بزرگ ملكى است كه مرغى چنين فرمان بردار وى است . و بلقيس بار داد و سپاه را همه گرد كرد و نامه پيش ايشان بگشود و بخواند و گفت :
يا أَيُّهَا الْمَلَأُ إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتابٌ كَرِيمٌ . إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَ أْتُونِي مُسْلِمِينَ
. « 1 » گفت يا قوم نامه‌اى انداختند به من بزرگوار از سليمان ، و اندر آن نبشته است بنام خداى بخشايندهء مهربان ، « 2 » كه بزرگى مكنيد بر من و مسلمان شويد . و در نامه نوشته بود كه لا تتكبروا على . « 3 » يعنى بزرگى مكنيد بر من ، و اين نامه سخت موجز است و مختصر . و سليمان عليه السّلم به اين نامه خويشتن را بزرگ داشت و آن كافران را خوار و خرد داشت . و كافر خود هميشه خوار باشد و نكوهيده ، و كبر همه جاى نكوهيده است مگر بنزديك كافران . و اندرين نامه نخست‌بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم نبشته است . « 4 » و پيغامبر ما گفت صلّى اللَّه عليه : كل كلام لا يكون اوله‌بسم اللَّه فهو قاطع .
هامش
( 1 ) النمل 32 - 30 ( 2 ) مهربان بخشانيده . ( آ . صو . بو ) ( 3 ) لا تكبروا . ( آ ) ( 4 ) و اندران نامه نخست‌بسم اللَّه الرّحمن الرحيم نبشت . ( بو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1247 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى