تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1248

مساهمون:

ص١٢٤٨
گفتا هر سخنى كه اوّل نام خداى عزّ و جلّ بدان نباشد بريده است . گفتا كبر از گردن بيوكنيد و مؤمن شويد و چون كبر بيوكنيد اسلام را شايسته شدى ، و هيچ كافر كفر نيارد مگر بكبر ، چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت :
إِنَّهُمْ كانُوا إِذا قِيلَ لَهُمْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ
. « 1 » پس بلقيس مران سرهنگان خويش را گفت :
يا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي أَمْرِي ما كُنْتُ قاطِعَةً أَمْراً حَتَّى تَشْهَدُونِ
. « 2 » گفتا چه بينيد اندر كار من ؟ و چه جواب دهيد مرا ؟ و اين سليمان چه مردى است شما شناسيد وى را يا نه ؟ گفتند كه شناسيم و او ملكى بزرگ است بشام اندر ، و دين بنى اسرائل دارد ، و توريت دارد ، و كار بندد آن را . « 3 » و نيز پيغامبر خداى است ، و با دو مردم و ديو و پرى و مرغان همه وى را فرمان بردارند . پس بلقيس گفت :
إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَ كَذلِكَ يَفْعَلُونَ
. « 4 » گفتا ملكان چون بشهرى اندر شوند فسادها كنند ، و عزيزان را خوار كنند ، و من وى را هديه‌اى فرستم اگر بپذيرد دانم كه دنيا مىطلبد ، و اگر نپذيرد دانم كه ملك است ، و حق است ، و پيغامبر خداى است . پس رسولى بيرون كرد و دو خشت بفرستاد يكى از زر و يكى از سيم ، و يك حقّه كه اندر و يك دانه ياقوت سرخ بود كه هرگز هيچ ملوك آن چنان ياقوتى نديده بود از نيكو اى كه آن بود ، در خزانهء هيچ پادشاه آن چنان ياقوتى كس نديده بود ، و آن ياقوت ناسفته بود ، و پيش از سليمان عليه السّلم هرگز هيچ كس ياقوت را سولاخ نكرده بود كه اين الماس كه بدان جواهرها سولاخ مىكنند كس ندانسته « 5 » بود . و
هامش
( 1 ) الصافات 35 ( 2 ) النمل 32 ( 3 ) و تورية داند و كار بر حكم تورية كند . ( بو ) ( 4 ) النمل 34 ( 5 ) نه داشته . ( بو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1248 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى