اندر لغت كه چون دو چيز را نام برد « 1 » يكى بزرگتر و يكى خرد تر ، نخست خردتر را نام برد « 2 » چنان كه گويند : ما عندى قليل و لا كثير ، نگويد كه ما عندى كثير و لا قليل . و اين چنين اندر الفاظ عرب بسيار است . « 3 » و خداى عزّ و جلّ گفت :
وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ
. « 4 » و اين صومعهاى ترساان بود ، « 5 » و صلوات آتشگاه گبران باشد ، « 6 » و مساجد مسجدهاى مسلمانان است . و شك نيست كه فضل مسجد « 7 » بيشتر است از كليسا و صومعه . پس خداى عزّ و جلّ نخست كمتر را ياد كرد و پس بزرگتر و فاضلتر . و جاى ديگر گفت عزّ و جلّ :
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا ، فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ ، وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ ، وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ
. « 8 » نخست ظالم نفس را نام برد و آخر سابق خيرات ، و سابق خيرات فاضلتر از ظالم نفس . و اين را اندر قرآن نظير « 9 » بسيار است .
پس سليمان عليه السّلم آدميان را بزرگتر داشتى از پريان ، و چون بمجلس بنشستى نخست آدميان را خواندى پس پريان . « 10 » و چون بمركب بر نشستى نخست پريان رفتندى پس آدميان .
پس ايزد تعالى صفت كرد شكر كردن سليمان را عليه السّلم
هامش
( 1 ) برند . ( بو . آ )
( 2 ) اول خردتر و كمتر را نام برند . ( آ ) - اول خوردتر را نام برند پس مهتر را . ( بو )
( 3 ) چنان كه خداى گفت عز و جل قليل و كثير و نه گفت كثير و قليل مما قل منه او كثر و اين اندر لفظ عرب بسيار است . ( بو . آ )
( 4 ) الحج 40
( 5 ) و اين صوامع صومعهاى ترسايان باشد و رهبانان ايشان دارند ، و بيع كليسا باشد هم آن ترساان . ( آ . بو )
( 6 ) آتش گاه باشد مغان را . ( آ ) - آتشگاه آن مغان باشد . ( بو )
( 7 ) مزكت . ( آ . بو )
( 8 ) فاطر 33
( 9 ) نظاير . ( بو . آ )
( 10 ) نخست پريان رفتندى پس آدميان . ( بو . آ )