تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1231

مساهمون:

ص١٢٣١
آن شادروان را بياراستندى چنين كه صفت كرديم و آن كوشك را بر كنارهء « 1 » بساط بنهادى . و هر چه او را زنان و كنيزكان بود به آن كوشك اندر نشاندى ، و باد آن كوشك و بساط و آن همه خلقان مىببردى تا آن جا كه سليمان عليه السّلم فرمودى . و چون خواستى كه به زمين آيد بفرمودى تا باد آن بساط را بآهستگى به زمين فرو آوردى . و اندر بساط اسبان بزين بودندى بسيار « 2 » و اشتران آراسته ، و چون بساط به زمين فرو آوردى بران اسبان و اشتران نشستندى و مىگرديدندى بى آن كه هيچ رنج بردندى .

حديث مور « 3 »

پس يك روز باد سليمان عليه السّلم را با آن بساط چنان كه صفت كرديم مىبرد ، و چون به زمين فرود آورد همه بر اسبان نشستند و اشتران ، و مىگرديدند ، و « 4 » بجايگاهى برسيدند كه آن را وادى النّمل خواندند ، وادى موران . و آن جايگاه مورچگان بسيار بودند . و ازان مورچه‌اى با آن ديگرى « 5 » گفت كه اندر خانها رويد كه سليمان عليه السّلم مىآيد با سپاه ، نبايد كه سپاه او شما را بپاى بكوبند و ايشان ندانند و آگاه نباشند . چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت :
حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ ، قالَتْ نَمْلَةٌ : يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
. « 6 » و اين ثنائى بود كه آن مورچه بر سليمان عليه السّلم مىكرد ، گواهى داد كه سليمان عليه السّلم دادگر است
هامش
( 1 ) بگوشهء . ( بو ) ( 2 ) و ستوران بودى بران بساط زين كرده . ( بو ) ( 3 ) حديث النمل . ( آ . بو ) - حديث وادى النمل . ( صو ) ( 4 ) برستوران نشستند و همى رفتند . تا . ( بو . آ ) ( 5 ) ازان يك مورچه فرا ديگران را . ( بو ) - ازان يك مورچه فرا ديگران . ( آ ) ( 6 ) النمل 18