تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1235

مساهمون:

ص١٢٣٥
بيگانگى ، و دوّم سپاس دارى و شكر كردن بر نعمت . و اين دو چيز هرگز از بنده بنيوفتد . و خداوند عزّ و جلّ اين دو چيز به قرآن اندر ياد كردست چنان كه گفت عزّ و جلّ :
دَعْواهُمْ فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ ، وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
. « 1 » يعنى تحيّتهم فيها سلام من اللَّه . اين تحيّت ايشان را اندر بهشت از خداى جلّ جلاله سلام است ، و اين دو سخن است يكى سبحانك اللّهمّ ، و ديگر
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
. « 2 » و هيچ سخن نيست بزرگتر ازين . و مر خداوند را جلّ جلاله نود و نه نام است كه وى را به آن بخوانند و هيچ نامى بزرگتر از سبحانك اللّهم نيست . و اين ديگر كه گويد
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
. اين سپاس خداوند عزّ و جلّ است ، و شكر گزاردن وى و بدانستن كه او ربّ العالمين است . و ربّ پروردگار باشد ، و عالمين جهانيان باشد . و خداوند عزّ و جلّ را سيصد و شصت هزار عالم است كه نه اين به آن ماند و نه آن به اين ماند . و چون ربّ العالمين بگفتى اين همه بگفته باشى . و امّا اين آيت كه خداى عزّ و جلّ گفت :
وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ
. « 3 » اين رفتن سليمان عليه السّلم است و باد وى را چنان ببردى هر بامدادى كه يك ماهه راه بودى و شبانگاه هم يك ماهه راه باز آوردى . « 4 » و امّا اين آيت كه خداى عزّ و جلّ همى گويد :
وَ أَسَلْنا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ
. « 5 » گويند اين چشمهء مس بود و رود گداخته « 6 » كه خداى
هامش
( 1 ) يونس 10 ( 2 ) الفاتحة 1 ( 3 ) سبا 12 ( 4 ) اين رفتن سليمان است كه باد بامدادان او را چندان ببردى كه مسيرهء يك ماهه راه بودى كه باز آوردى . ( آ . بو ) ( 5 ) سبا 12 ( 6 ) مس بود و روى روان . ( آ . بو ) [ و رجوع شود به صفحهء 1228 ]