تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1228

مساهمون:

ص١٢٢٨
و امّا اين كه همى گويد عزّ و جلّ :
وَ الشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ
. « 1 » و اين غوّاصى بروزگار سليمان عليه السّلم آمده است « 2 » و پيش از وى نبوده است . و اين آن بود كه هر وقت كه سليمان عليه السّلم بر ديوى خشم گرفتى و خواستى كه آن ديو را دربندى كند ؛ بفرمودى تا سنگى بزرگ بياوردندى ، و آن سنگ را به دو نيم كردندى ، و آن ديو را در ميان سنگ نشاندندى ، و بهم باز نهادند ؛ و آن رود گداخته كه او را بود بدان سنگ اندر ريختندى . چنان كه بهم اندر دوخته شدى ، و پس بفرمودى كه به دريا اندر انداختندى . اين غوّاص اينست . و سليمان عليه السّلم را چشمه‌اى از رود روان بود گداخته كه با وى « 3 » همى رفتى بمراد وى چنان كه او خواستى ، و اين آنست كه خداى عزّ و جلّ گفت :
وَ أَسَلْنا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ
. « 4 » يعنى الصّفر المذاب « 5 » بپارسى روى گداخته باشد . امّا آنك گفت عزّ و جلّ :
وَ آخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ
. « 6 » اين اصفاد بندهاى آهنين باشد . پس ايزد عزّ و جلّ سليمان عليه السّلم را گفت :
هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ
. « 7 » گفت اين عطاى ماست كه ترا داديم خاصه كه ديوان را مسخّر تو گردانيديم تا اگر خواهى ببندشان دارى و اگر خواهى رها كنىشان بىآن كه كسى با تو شمار كند . پس گفت عزّ و جلّ
وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ
. « 8 » گفت ملكت اين جهان همه وى را بدادم و چون پيش من آيد ملك آن جهان نيز وى را بدهم .
هامش
( 1 ) ص 37 ( 2 ) بوده است . ( آ . بو ) ( 3 ) چشمهء روى روان بود كه بفرمان وى . ( آ . بو . صو ) [ « رود » در اينجا و در دو سطر بالا ، و در صفحهء 1235 اشتباه كتابتى است چنان كه در دو سطر بعد تصريح شده و بجاى « رود » ، « روى » نوشته شده . ] ( 4 ) سبا 12 ( 5 ) عين الصفر . ( بو . آ ) ( 6 ) ص 38 ( 7 ) ص 39 ( 8 ) ص 40