كه او مىخواست بوى داد ، و زبان « 1 » مرغان وى را بياموخت و اين مملكت بجهان اندر هيچ كس را نبوده است . و اين آنست كه خداى عزّ و جلّ گفت :
فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ
. « 2 » و جاى ديگر گفت عزّ و جلّ :
وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ
. « 3 » و جاى ديگر گفت عزّ و جلّ :
يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ
. « 4 » پس ديوان را و باد را و مرغان را و جانوران را مسخّر وى گردانيد و همه را محكوم و فرمان بردار وى گردانيد . و ديوان از بهر او بناها كردند از سنگ و چيزهاى ديگر كه خداى عزّ و جلّ گفت :
يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ مَحارِيبَ وَ تَماثِيلَ وَ جِفانٍ كَالْجَوابِ وَ قُدُورٍ راسِياتٍ
. « 5 » و امّا اين محاريب كه ديوان كردند آن مسجد بيت المقدّس است كه از سنگ بپرداختهاند ، و اين تماثيل آنست كه بر تخت سليمان عليه السّلم كرده بودند از نقشهاى رنگارنگ ، و آن چهار پايه تخت او بدان ياقوت سرخ بر شبه صورتها تمثال كرده بودند كه بر سر وى سايه داشتى ، و طلسم ساخته بودند كه پر فراخ كردى و باز كردى . تماثيل اين بود .
و اين جفان كالجواب كاسها بود كه ساخته بودند چند حوضها ؛ و قدور راسيات ديكها بود چند كوه كوه . « 6 »
هامش
( 1 ) روا كرد و باد را اندر فرمان وى كرد و زبان . ( بو . آ )
( 2 ) ص 36
( 3 ) النمل 17
( 4 ) النمل 16
( 5 ) سبا 13
( 6 ) اما اين محاريب كه ديوان كردهاند اندر مسجد بيت المقدس است . و اين تماثيل آنست كه بر تخت سليمان كرده بودهاند نقشهاى الوان : نخست آن چهار پاى تخت او از ياقوت صرخ بر شبه صورتهاى تمثال كرده بودند ، و از بر تخت او كركسى كرده بودند كه بر سر وى سايه داشتى و پر فراز كردى و باز كردى چون آفتاب بودى ، اين تماثيل اين بود .
و اين جفان كالجواب غضارها ( ؟ ) بود چون حوضها بودى . و قدور راسيات ديكها بود چند كوهها . ( آ . بو ) [ و رجوع شود به سطر ما قبل آخر ص 1227 ]