تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1220

مساهمون:

ص١٢٢٠
لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ
. « 1 » گفتند كه ما دو خصميم ، و آن يكى برين دگر افزونى همى جويد ، حكم كن ميان ما و ما را بر راه راست بدار . داود عليه السّلم گفت كه چيست خصومت ميان شما تا من داورى كنم . يكى گفت :
إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً ، وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ ، فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ
. « 2 » گفت اين برادر منست و وى را نود و نه ميش هست و مرا ميشكى است و طمع در اين من نيز كرده است و مىگويد كه اين نيز مراده . اكنون تو ميان ما حكم كن تا ما را چه بايد كردن ؟ پس داود عليه السّلام بدانست كه آن سخن چيست و از كار خويش آگاه شد ، و اين حكم و قضا كردن « 3 » دست باز داشت ، و گفت :
وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَلِيلٌ ما هُمْ
. « 4 » گفتا بسياراند ازين مردمان كه بياميزند يك با ديگر ، و افزونى جويند يك بر ديگر مكر اندكى ، آنك مؤمن باشند و كار نيكو كنند و اين اندكىاند . پس خداى عزّ و جلّ گفت :
وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ
. « 5 » گفتا بانديشه اندر افتاد داود كه ما وى را آزموده كرده‌ايم ببلا . پس چون داود عليه السّلم آگاه شد و بدانست كه آن كار نيكو كرده بود و بر گناه خويش مقرّ آمد ، سر به سجده نهاد و همى گريست بر گناهان خويش ، و از خداى عزّ و جلّ آمرزش همى خواست ، و سر از سجده بر نداشت مگر بحاجت « 6 » خواستن مشغول شد و زارى كردن ، و همى گريست و زارى همى كرد تا از گريستن وى و آب چشم وى همه
هامش
( 1 ) ص 22 ( 2 ) ص 23 ( 3 ) و ازين قضا كردن . ( بو ) ( 4 ) ص 24 ( 5 ) ص 25 ( 6 ) بر نداشت و بحاجت . ( آ )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1220 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى