اندكىاند آنچه پند همى پذيرند
63 - يا كى راه نمايد شما را اندر تاريكى بيابان و دريا ، و كى فرستد بادهاى پراكنده « 1 » فرا پيش برحمت خويش ؟ خداى ديگرست با خداى عزّ و جلّ برترست خداى عزّ و جلّ بدانچه انباز همى گيرند
64 - يا كى آفريند از ابتدا خلق را پس ديگر بار آفريند او را ، « 2 » و كى روزى دهد شما را از آسمان و زمين ؟ خداى ديگر است با خداى عزّ و جلّ ؟ بگو بياريد حجّت شما « 3 » اگر هستيد راست گويان
65 - بگو : نه دانند آنچه « 4 » اندر آسمانهااند و اندر زميناند هيچ غيب « 5 » مگر خداى عزّ و جلّ ، و نه دانند كه كى برانگيزندشان
66 - بل كه نرسد علم ايشان « 6 » اندر آن جهان ، بل كه ايشان اندر گمانند از آن ، نه كه ايشان از آن نابينااند « 7 »
67 - و گفتند آن كسها كه كافراناند كه : بباشيم ما خاكى و پدران ما ، و باشيم ما بيرون آوردگان ؟
68 - و بدرستى كه وعده كردند ما را اين ما را و پدران ما را از پيش ، كه نيست اين مكر فسانهاى پيشينگان « 8 »
69 - بگو كه : برويد اندر زمين و بنگريد كه چگونه بود سرانجام كافران و گنه كاران
هامش
( 1 ) بادها را پراكنده . ( آ ) - بادها را مژده دهنده . ( بو )
( 2 ) يا كيست كه آغاز كند آفريدن باز باز دارد آن را . ( بو ) - يا كى آفريند خلق را پس ديگر باره كند آن را . ( آ )
( 3 ) حجت خويش . ( بو ) - حجتهاى شما . ( آ )
( 4 ) آنك . ( بو .
آ )
( 5 ) بگوى نداند آنك اندر آسمانهاست و زمين پنهانى . ( آ ) - . . . ناپيدايى .
( بو )
( 6 ) نك بازماند دانش ايشان . ( آ ) - نى كه اندر نيابد دانش ايشان .
( بو )
( 7 ) كورانند . ( بو )
( 8 ) فسانهى نخستينان . ( آ ) - نبشستگيهاى پيشينيان . ( بو )