كه برگردند از پس پشتهاشان « 1 »
81 - و نيستى تو رهنماى نابينا ان را از بىراهى ايشان ، نه شنوانى « 2 » مگر آن كه بگرود بآيتهاى ما و ايشان مسلماناناند
82 - و چون بيفتد « 3 » گفتار برايشان بيرون آريم ايشان را جمندهاى از زمين كه سخن گويد ايشان را كه مردمان بودند و بآيتهاى ما بىگمانان اند « 4 »
83 - و آن روز كه برانگيزيم از هر امّتى گروهى از آنك بدروغ داشتند بآيتهاى ما و هم باز دارند « 5 »
84 - تا آن گاه كه بيايند و گويند « 6 » كه : همى دروغ داشتيد بآيتهاى من و نه اندر يابيد بدان دانستنى ؟ يا چه بود آنچه بوديد و مىكرديد ؟ « 7 »
85 - و بيفتد گفتار برايشان « 8 » بدانچه ستم كردند و ايشان نه سخن گويند
86 - همى نه بينند كه ما كرديم شب را تا بيارامند اندران و روز كرديم بديدار ؟ « 9 » كه اندر آن هست آيتها گروهى را كه بگروند
هامش
( 1 ) كه تو نه توانى شنوانيدن مردگان را و نه توانى شنوانيدن كران را خواندن چون روى بگردانند . ( بو ) - كه تو نه اشنوايى مردگان را و نه اشنود كر خواندن را ، چون برگردند . ( آ )
( 2 ) نه اشنوايى . ( آ ) - نه شنوايى . ( بو )
( 3 ) و چون بيوفتاد . ( آ ) - و چون بر اوفتد . ( بو )
( 4 ) نه يقين شدگان . ( آ ) - بىگمان نمىباشند . ( بو ) [ متن اشتباه است . ظاهرا « نه بىگماناناند » ]
( 5 ) اول باز دارند تا آخر بيايند . ( بو ) - همى باز دارند از بهر يكديگر . ( آ )
( 6 ) تا چون بيايند ، گويد خداى . ( بو )
( 7 ) يا همى شما چه كرديد ؟ ( بو ) - همى بدروغ گرفتيد حجتهاى من و نه رسيديد بدان دانشى چه بوده است آنچه هستيد كنيد ؟ ( آ )
( 8 ) و بيوفتاد گفتار عذاب برايشان . ( آ ) - و واجب شد عذاب برايشان . ( بو )
( 9 ) و روز پيدايى را . ( آ ) - و روز بيننده يعنى ديدار را . ( بو )