آب نيست اكنون ما را نيز آب بايد . پس صالح عليه السّلم گفت اكنون اين آب چشمه يك روز شما را و يك روز اشتر را .
پس ايشان بدين اقرار دادند « 1 » و آن آب چشمه يك روز ايشان را بودى و يك روز اشتر را ، چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت :
وَ يا قَوْمِ هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابٌ قَرِيبٌ
. « 2 » و جاى ديگر گفت :
قالَ هذِهِ ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ
. « 3 » و صالح عليه السّلم مر ايشان را گفت كه اين اشتر ماده از آن خداى عزّ و جلّ است و شما را برهانى است ، دست ازو بداريد تا در زمين خداى جلّ جلاله مىگرايد و چرا همى كند ، و وى را ميازاريد كه آن گه عذابى رسد شما را نزديك ، چنان كه خداى گفت جلّ جلاله :
وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابٌ قَرِيبٌ
. « « 4 » » پس « 5 » آن اشتر سى سال اندر ميان ايشان مىگرديد و از آن صحرا چرا مىكرد و از آن چشمه آب همى خورد ، و خداى عزّ و جلّ صالح عليه السّلم را آگاه كرده بود كه ايشان اين اشتر را بكشند پس من ايشان را عذاب فرستم .
پس صالح عليه السّلم ايشان را گفت كه خداى عزّ و جلّ مرا آگاه كرد كه شما اين اشتر را بكشيد و آن گاه شما را هلاك كند ، و آن كس كه اين اشتر بكشد هنوز از مادر نزاد « 6 » و چون بزايد پسرى باشد سرخ موى ، سبز چشم « 7 » و آن كس كه برين صفت باشد اين اشتر را او بكشد .
هامش
( 1 ) پس بر آن بيستادند . ( آ . بو )
( 2 ، 4 ) هود 64
( 3 ) الشعراء 155
( 5 ) دست بداريد تا او اندر زمين خداوند چرا همى كند و هيچ بدى مسازيد از بدىها او را ، تا شما را عذاب نگيرد . پس . ( آ )
( 6 ) نزادست . ( آ ) - نه زاده است . ( بو )
( 7 ) صرخ موى و صرخ روى و گربه چشم و سبز ديده . ( آ ) - سرخ موى و گربه چشم و سبز ديده . ( بو )