اجابت كرد و تا زنده بود نان گندمين به روزى او مىكرد .
پس هود پيغامبر آنجا بماند پنجاه سال ، پس از دنيا برفت . و زندگانى هود صد و پنجاه سال بود . پس چون هود از دنيا برفت از پس وى صد و پنجاه سال بگذشت « 1 » آن گاه صالح پيغامبر عليه السّلم حق تعالى پيغامبرى داد و او را بقوم ثمود فرستاد كه ايشان نيز كافر بودند .
قصهء صالح عليه السّلم با گروه ثمود « 2 »
و امّا قوم ثمود هم از فرزندان سام بودند ابن نوح عليه السّلم ، و ثمود پسر عاد بن ارم بن سام بن نوح بود . و اين گروه كه به زمين حجر « 3 » بودند هم از فرزندان ثمود بودند ، و حجر ميان شام و حجاز است . و اين آنست كه خداى عزّ و جلّ گفت :
وَ لَقَدْ كَذَّبَ أَصْحابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِينَ
. « 4 » و پيغامبر صلّى اللَّه عليه در آن وقت كه بحرب تبوك مىرفت ، چون بنزديك حجر رسيد گفتا اينك جاى ثمود .
و ايشان بباديه اندر بودند بنزديك كوههاى شام . و اين گروه ثمود هم با قوة مردمانى بودند همچون گروه عاد ، و به آن كوهها اندر خانها كرده بودند از سنگ ، چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت :
وَ كانُوا يَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً آمِنِينَ
. « 5 » و ايشان را يك چشمه آب بود كه همه ازان چشمه آب خوردندى . و ايشان بت پرست بودند . پس ايزد سبحانه و تعالى صالح عليه السّلم را به پيغامبرى پيش ايشان فرستاد چنان كه گفت
هامش
( 1 ) و اين مرثد حاجت خواست كه من نان گندمين خواهم ، ايزد تعالى او را نان گندمين روزى كرد تا بمرد . پس هود عليه السلم آنجا بماند با آن مسلمانان پنجاه سال و پس بمرد . چون هود بمرد از پس وى به صد و پنجاه سال . ( آ . بو )
( 2 ) قصهء صالح پيغامبر با قوم ثمود و اصحاب وى . ( بو ) - قصهء ثمود . ( آ ) - قصهء ثمود و گروه وى . ( صو )
( 3 ) حجاز . ( آ . بو )
( 4 ) الحجر 80
( 5 ) الحجر 82