تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1191

مساهمون:

ص١١٩١
عزّ و جلّ :
وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً
. « 1 » و صالح عليه السّلم بقرابت برادر ايشان بود و هم از قبيلهء ايشان بود و از فرزندان ثمود بود . و گروهى گويند اين ثمود بن حافر بن ارم بن سام بن نوح بود . پس صالح پيغامبر عليه السّلم گفت كه :
يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ ، هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها ، فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ ، إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ
. « 2 » گفت خداى عزّ و جلّ را بپرستيد كه نيست شما را هيچ خداى مگر او ، و بيافريد شما را از زمين و زندگانى داد شما را اندران ، آمرزش خواهيد ازو و توبه كنيد كه خداى من و آن همه خلقان جلّ جلاله نزديك است و جواب ده و اجابت كن دعا . پس ايشان صالح عليه السّلم را جواب دادند چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت :
يا صالِحُ قَدْ كُنْتَ فِينا مَرْجُوًّا قَبْلَ هذا أَ تَنْهانا أَنْ نَعْبُدَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا ؟ وَ إِنَّنا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ مُرِيبٍ
. « 3 » و صالح عليه السّلم بميان ايشان اندر بزرگ شده بود و هرگز فرمان ايشان نبرده بود ، و بت نپرستيده بود ، و دست ازو بداشته بودند ، و گفتند كه كودك است و نمىداند ، مگر چون بزرگ شود فرمان برد و بتان را پرستش كند . پس چون بزرگ شد بت را نمىپرستيد و ايشان را نيز از آن باز مىداشت . پس ايشان وى را گفتند كه ما پنداشتيم كه تو چون بزرگ شوى و عاقل گردى بتان را بپرستى اكنون خود نمىپرستى بتان را و ما را نيز از آن مىبازدارى . و صالح عليه السّلم سالها بميان ايشان اندر بوده بود ، و ايشان را بخداى عزّ و جلّ همى خواند ، و هيچ كس بوى بنگرويدند . پس او را گفتند
هامش
( 1 ) الاعراف 73 ( 2 ) هود 61 ( 3 ) هود 62
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1191 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى