ما اين خدايان خويش را بقول تو دست باز نداريم و ما نيستيم به تو بگرونده كه ما مىگوييم كه مگر اين خدايان ما مگر ترا « 1 » ديوانه كردهاند از بهر آن تو كه ايشان را نمىپرستى .
پس پنجاه سال هود پيغامبر عليه السّلم ايشان را بخداى عزّ و جلّ همى خواند و هيچ بنگرويدند مگر اندكى ، نبسيار ، بنهان . پس هود عليه السّلم برايشان دعا كرد « 2 » و خداى عزّ و جلّ دعاى او مستجاب كرد ، و خواست كه ايشان را هلاك كند ، و باران از ايشان باز گرفت ، و قحط در ايشان او كند ، و چهارپايانشان جمله بمردند ، و سه سال اندر سختى بماندند .
پس هود عليه السّلام ايشان را مىگفت : كه ، مكنيد و بخداى عزّ و جلّ بگرويد تا شما را باران دهد ، و ازين سختىتان برهاند ، و قوتتان بيفزايد « 3 » بدين قوت كه هستيد . چنان كه گفت عزّ و جلّ :
وَ يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً . وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ
. « 4 » پس ايشان گفتند كه اى هود تو ديوانهاى و ما اين نكنيم كه تو همى گويى .
پس ساليان « 5 » برآمد و كار بر ايشان سخت شد ، و اندر ماندند ، و گفتند كه ما بدين هود بنگرويم كه گويى « 6 » ديوانه است و عقلش نيست ، « 7 » و لكن ما خود رسولان بيرون كنيم و قربان بيرون كنيم و بحرم فرستيم تا آنجايگاه قربان كنند و ما را يارى « 8 » خواهند .
هامش
( 1 ) كه ما مىگوئيم اين خدايان ما ترا . ( آ . بو )
( 2 ) دعاى بد كرد . ( آ ) - دعا كرد . ( صو . بو )
( 3 ) باران فرستد و شما را قوت فرا آيد . ( آ ) - باران فرستد و شما را قوت فزايد . ( بو )
( 4 ) هود 52
( 5 ) سالها . ( آ ) - ساليان ( بو . صو )
( 6 ) كه او . ( آ ) - كه وى . ( بو . صو )
( 7 ) بشده است .
( آ . بو )
( 8 ) و قربانها فرستيم بحرم ، تا بخانهء كعبه قربان كنند و ما را باران .
( آ . بو )